نامه‌ای از: پدر فلک‌زده بدبخت

اولین نامه سربسته پدر

جوری اول ماه کارت به کارت می‌کنم و پول‌ها را جا به جا می‌کنم که خودم هم بعضی اوقات قاطی می‌کنم.

نامه‌ای به پسرم ۲

نان و نانو و نوستراداموس

پزشکی که میدانی چیست؟ همان رشته‌ای که در زمان ما نصف ایران می‌خواهند در آن تحصیل کنند ولی یک‌صدم آن‌ها هم نمی‌توانند.

نامه‌ای به مادربزرگم ملوک

خاطره‌ی مشترک من و پدربزرگ و پسته

ننه! تو چه می‌دانی از هزارتومان‌هایی که با خون جگر به دست می‌آیند و با تُف از دست می‌روند؟!

نامه‌ای به چاپلوس (پسرعموی ابرِ معروف کومولونیمبوس)

چاپلوس عزیزم

یادت هست سالی یک‌بار موی سفید می‌گذاشتم؟ چقدر هم به من می‌آمد. یادش به خیر… اکنون دیگر موهایم کم‌کم دارد می‌ریزد، اگر آن‌ها را ببینی خواهی گفت: «تازگی‌ها سر کچل مد شده؟!».