تو لُپم پسته گذاشتم !

بذار دهنم بسته باشه!

نامه‌ای به مادربزرگم ملوک

خاطره‌ی مشترک من و پدربزرگ و پسته

ننه! تو چه می‌دانی از هزارتومان‌هایی که با خون جگر به دست می‌آیند و با تُف از دست می‌روند؟!

راه راه ۳۴۱