یکی از ملوک انگلستان روزی با خود اندیشید: خیر من به همه مردم رسیده است الا ایرانیان، واجب است به آنان نیز حالی دهم مگر به دعای آنان از عذاب آخرت جاخالی دهم.
میگویند ملانصرالدین الکی به مردم میگفت فلان جا نذری میدهند، بعد خودش هم همراه آنها به طرف محل مورد نظر میدوید و میگفت از کجا معلوم شاید واقعا بدهند!