مخاطب در قسمتهای ابتدایی سریال تصوّر میکند با یک داستان تکراری و کلیشهای از زندگی دانشجویی چند جوان شهرستانی و مشکلات همیشگی پیش پای جوانان رو به رو است و چه بسا نسخهی جدید سریال «روزگار جوانی» را تماشا میکند؛ اما ناگهان داستان تغییر میکند.
من با اعتمادبهنفس میگفتم: «امشب قراره بترکونیم!» و مدیران میگفتند: «بله، ترکوندی… ولی بودجه رو!» مهمان ویژهی من همیشه یک نامهی فسخ قرارداد بود؛ نامهای که بیشتر از هر ستارهی مهمان برق میزد.
ای صاحب فال! یک کرونا، یک موشک باران و یک آسمان چراغانی توسط موشکهای ایرانی را دیدی؛ پس از این همه چیز جهان تکراری است الا پیروزی جبهه حق بر خصم نادان انشاءالله.