اعترافات یک دختر اغتشاشوی دستگیر شده

من توی تماشاچیا بودم

- گفت تو توی تماشاچیا وایستادی بیا این قمه رو بگیر.
+ تو هم گرفتی؟
- من توی تماشاچیا بودم آره قَمه رو گرفتم.
+ بعدش چیکار کردی؟
- گفتم چرا این موتوری‌ها رو از توی تماشاچیا جمع نمی‌کنن؟!
+ با قَمه چیکار کردی؟
- همون توی تماشاچیا شیشه مغازه‌ها رو خرد کردم. نوکش هم گیر کرد به چند نفر.