الهی! نویسنده عمر بکاست ولی وزن نکاست
مناجاتنامه بعد از عید فطر
۱۰:۰۲ ق٫ظ ۱۲-۰۱-۱۴۰۴
الهی! در این روزهای پُرهراس، نگردیم بیحواس، پس ما را به حال خود وامگذار! که نفس ما افسار است و وسوسه بسیار. اول رمضان شیطان زنجیر شد، و ما آرام گشتیم، لیک اکنون بند از پای او باز شده و در حال باز کردن زیپ شلوار، بیرحمانه بر در خانهی ما ایستاده. اگر مددی نکنی، این شیطان با آن لبخند حرص درآر نامردانهاش، از خشتک تقوایمان پرچمها خواهد ساخت.
الهی! بوی آش و شلهزرد از کوی و برزن شد نهان، لیک آثار آن بر جسم ما شد عیان. نوروز و رمضان آمد، دو شادی در یک سفره افتاد و ما را فهم نیامد که کاه از خود نیست لیک کاهدان از ماست! خدایا، سبحان عمر بکاست ولی وزن که نکاست هیچ، تصادف ماه مبارک و نوروز، آجیل و حلیم، افطار و نون خامهای و شام و سحری عنقریب از شکمهامان انبانی وسیع ساخت. خدایا! روزه را برای تزکیه فرستادی، اما بندگان تزکیه را نیز لای بربری گذاشته و با سبزی خوردن همنشینش نمودند. پس راهی گشای که این بارِ سنگین از گُردهی ما برداشته شده و ما را بر بند شلوار رحم آید.
الهی! قرآن را به بهانهی ماه رمضان گشودیم، و هر روز چند آیه مهمان بودیم، لیک اکنون بیم آن داریم که بر طاقچه بنشیند و ما تلاوت را به رمضانی دیگر حوالت دهیم. الهی به توفیق تلاوتمان بیافزا اما قناعت مکن! بر ما فهم عطا کن، که کلمات مصحف را در دل بنشانیم، و کمتر به سان چهارپایان در جهل خویش مانده و به خلق تو جفتک اندازیم.
الهی! پس از پانزده شانزده روز تعطیلی، استادان از ما تکلیف خواهند، معلمان از ما امتحان کِشند، و مافوق از ما کار طلبد، و ما درماندهایم! پس بر دل ایشان رحم فرست که ما را مجال اندکی دهند تا خوشی ایام ماضی از دماغمان در نیاید.
الهی! گوشتهای تنظیم بازاری با کالابرگ به دست ما رسید، لیک دندان ما مفتاح و آروارهی تمساح نیست! پس بر کسانی که این گوشت را فراهم ساختند، توفیق فهم را تنقیه کن! که گوشت را گوشت سازند و سنگ را سنگ، زیرا فک ما از خُرد ساختن استخوانهای عظیم ناتوان است.
الهی! مسئولین، خلق را درازگوش پنداشته و مدام از گران نساختن بنزین در این سال میگویند. لیک تو ما را نه درازگوش آفریدی و نه در غفلت داشتی. پس کردارشان را مانند گفتارشان ساز! بر آنان بصیرت فرست که راهی نیکتر از آنچه در سر دارند بیابند. فیالمثل چارهای چون آن که جلیلی در ایام انتخابات، طرحش را بیان داشت. الغرض ما را از بلای جیب خالی حفظ کن که چیزی که یکبار خالی شد باز خالی نشود.
الهی! سگ زرد ما را از جنگ بیم دهد کأنَّ بیش از چهل سال است که با آن نخسبیم و بیدار نباشیم. از ما تنها بقال سر گذر و قصاب محله است که تحریم نگشته لیک این حیوان هنوز ما را تهدید سازد به جنگ. الهی! نکند پس از رمضان بند پای این شیطان را هم باز کرده باشی. خدایا ما را حوصلهی جواب این یکی دیگر نیست. از ما همین به کَلکَل با مسئولین داخلی بسنده کن و جواب این فقره را خودت بده که باز هوس ضربهی ملایم مغزی ننماید.
ثبت ديدگاه