۹:۱۳ ق.ظ ۱۳۹۸-۰۱-۲۸

توضیح و تبیین جوانگرایی دولت‌طور

آقا دیر اومدی، نخواه زود بری!

آدمی که برا ازدواج چشمش به دست تسهیلات دولته غلط میکنه بره زن بگیره

نویسنده:

راهراه: سلام. سلام به شما که آینده ساز این مرز و بومید.
سلااام. سلام به شما که امید و سرمایه این آب و خاکید.
آقاااااا روزتوووون مبارک. صد روز به از این روزا!
خخخخ، ما هم که عاااشق این صد روزا!
خب، خب، خب، به مناسبت این روز فرخنده یه گپ و گفت دوستانه داریم با مشاور دلسوز و آشنا به امور جوانانِ جوانگرای دولت جناب آقای جوان! (رامبدشون نه ها)

_سلام عرض می‌کنیم خدمتتون بزرگوار
_علیک‌سلام. فقط سریع لطفا! این ایام، ایام ترافیک افتتاح و این صحبت‌هاست، بفرمائید.
_بله بله متوجهم. خب آقا در ابتدا یه رویکرد کلی از اقداماتِ…
__اوکی! سوالاتونم که تکراریه. ببینید اقدامات این دولت در باب جوانگرایی مصادیق زیادی داره که عرض میکنم خدمتتون.

مثلا شما که جوان برازنده ای هم هستی فرض کن دست بچه‌ت رو گرفتی سوار مترو شدی یه پیرمرد هم سوار شده و شما نشستی و عین بُ…ببخشید بر و بر زل زدی بلند نمی‌شی. چرا؟
چون یادت ندادن تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاااف! بچه‌ت هم اینو یاد نمی گیره…
_چه ربطی به بحث داره اقا؟
_ربطش اینجاست که جوونی که از همون اول شد مدیر و وزیر و وکیل، دچار مرض خود شاخ پنداری میشه، سلسله مراتب موفقیت یادش میره، جوون باید حالا حالاها دنبال این وزرا بدوئه و قدم به قدم مسیرشون رو بره و خلاصه پا جای پاشون بذاره تا یاد بگیره از تجربیاتشون استفاده کنه، حالا خوبی این امر چیه؟اینکه اونوقت آینده هفت نسلش تامینه.
_یعنی دقیقا چطور؟
_ببینید یکی از سیاست های ما الگوسازی بوده به این صورت که مثلا به جوان یاد دادیم بعد از این دویدنها ان مع العسر یسری!
یعنی اگههه بتونه سری تو سرا دربیاره و اسم و رسمی بگیره آینده همه اونهایی که حتی یه کروموزوم مشترک هم باهاش دارن تامینه! یا حتی نه! مورد داریم تو همین دولت نه پسرش، نه دخترش که دامااادش رو گذاشته سر یه کار نون و آب دار! خب البته اینم بگم متاسفانه مسئول بودن هست و فداکاری‌هاش دیگه! حالا شما خیال نکنید پای رانت و این حرفها درمیونه! بهرحال این هم خودش به نوعی جوان آزمایی هست که مسئولین به صورت آزمایشی از خانواده خودشون استارت زدن.
_بله…چی بگم والا…خب جناب سوالی که جمع کثیری از ببینندگان ما داشتن در ارتباط با امر ازدواج…
_ای آقااا! این که به منشیمون میگفتید همون همیشگی! مکتوب میدادیم پیک جوابارو بیاره.
شما خودت دختر خودت رو به کی میدی؟ به کسی میدی که کس باشه! آدمی که برا ازدواج چشمش به دست تسهیلات دولته غلط میکنه بره زن بگیره این وابسته ی خود حقیر بین، مرد زندگیه آخه؟
_جناب اجازه بدید من قانع نشم و کلّه‌م رو بکوبم به میز دیگه!

_خیلی حرف میزنی‌ها! آقا شما که منو دعوت کردی، بله شما! میکروفن ایشون رو خاموش کن لطفا! ایوالله!
خب داشتم میگفتم اتفاقا ما از عدم تسهیلات یک قدم پارو فراتر گذاشتیم و با سیاست مشکل افکنی در این امرخطیر کاری کردیم که جوان مذکور مثل مرررد بره بچسبه به کار و زندگیش! جامعه ی خوب چه جامعه ایه آقا؟ جامعه ای که مشاغل سختش با جوونها باشه! وگرنه ننه جوون منم بلده بیاد بشینه پشت میز مدیریت.

القصه اینکه جوونای ما وقتی سه شیفت رفتن سر مشاغلی همچون دستفروشی، رانندگی تاکسی و…هم اعصابشون قوی میشه، هم روابط اجتماعیشون بهبود پیدا میکنه و هم از همه مهمتر با درد مردم کف جامعه آشنا میشن و ان شالله در اواخر عمر مبارک با عزت و احترام به جمع شیفتگان خدمت میرسن…و دوری که خدمتتون عرض کردم شروع میشه.
خب دیگه تا علی برکت اللهی دیگر همه ی شما ببیندگان عزیز رو به خداوند منان می سپاریم.

به این مقاله چندامتیاز می دهید؟
[تعداد: 1    میانگین: 5/5]

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک در  
اطلاع از

به این مقاله چندامتیاز می دهید؟
[تعداد: 8    میانگین: 4.3/5]