دعانویس
جلب محبت تروریستی

سوال: یه پسرخاله دارم که خیلی بهش علاقه‌مندم. مرد کاره و حتی شبا می‌ره سر کار. ولی هرچی بهش می‌گم بیا منو بگیر با هم بریم سر خونه زندگیمون نمیاد، می‌گه زندگی خرج داره و نمی‌تونه از پس مخارج زندگی بربیاد. بهش گفتم من حاضرم با اون تفنگ گاوکش که توی کانتر برای هدشات کردنه و پشت میزت توی انباری قایم کردی بهت کمک کنم خرجمون در بیاد ولی اون می‌گه جای زن سر کار و توی خیابون نیست. بهش گفتم خب طوری نیست من مثل دفعه قبل که رفتم برات از باربری کلاشینکف گرفتم بیشتر کمکت می‌کنم که بتونی بهتر شکار کنی، بازم توی کتش نمی‌ره. پریشبم داشت توی یه کپسول آتش نشانی رو از تینر پر می‌کرد و می‌گفت اینطوری شعله بهتر نشون داده می‌شه. دیشب منم یواشکی رفتم دنبالش و دیدم که واقع داره زحمت می‌کشه، بنده خدا دستش به خاطر استفاده از همون کپسوله سوخت و نتونست درست پلیسه رو جزغاله کنه. کلی هم توی خونه شیشه نوشابه جمع کرده و نمی‌ذاره من توی پر کردنشون بهش کمک کنم، می‌گه خطرناکه. باید برای جلب مهر و محبتش چیکار کنم؟ توروخدا هر کسی هر چیزی می‌تونه بهم بگه.
جواب دعانویس: یه نسخه دارم رد خور نداره. ده تا ناخن از انگشت شصت ده تا بسیجی رو با یه تیکه از موی بچه سه ساله که خودتون بهش شلیک کرده باشید توی یک لیتر خون مخلوط سه تا پلیس بریزید که سرشون رو بریدید و با هم میکس کنین. مایع به دست اومده رو هر شب به دوتا طلبه که از توی خیابون گرفتید تا شکنجه بدید بخورونید و ادرارشون رو توی چایی طرف مقابل بریزید. اینطوری محبت شما توی جونش رسوخ می‌کنه و می‌تونین پا به پای همدیگه به کار کردن ادامه بدید. این نسخه ردخور نداره و قبلا توی دهه شصت بین مجاهدین خلق که ازدواج سازمانی داشتن خیلی استفاده شده.

ثبت ديدگاه