نگاهی به زندگی و آثار ابراهیم نبوی (قسمت دوم)
طرحی نو درانداختن نیمرو
۸:۱۴ ب٫ظ ۲۰-۰۲-۱۴۰۵
راستش صبر کردیم تا چند وقتی از خودکشی ابراهیم نبوی بگذرد و همه زنندگان(یا زنندهها) بزنند: ضجهزنها، ضجه؛ جیغ زنها، جیغ؛ برچسبزنها، برچسب و بالاخره پروندهسازها، ساز! و بعد که همه آنها، زدنیهای خودشان را زدند و گردوخاک و دود، خصوصاً در فجازی خوابید، ما بیاییم و چهار کلمه حرف حساب مستند بزنیم برای آنهایی که واقعاً میخواهند واقعیت را واقعی بدانند. اما این چند وقت، کمی! بیشتر از «چندوقت» شد، به همان دلایلی که خودتان هم میدانید دیگر: بُرهه حساس کنونی و… حالا هم که جنگ تحمیلی سوم بر ما گذشت دیگر دستمان از بهانه پر است.
آبان ۱۳۶۹، کیومرث صابری فومنی(۲۴) شش سال بود که ستون ثابت «دوکلمه حرف حساب» در روزنامه اطلاعات داشت و طنز مینوشت(۲۵). پیشتر هم در ویژه نامه سازمان حج و زیارت و چندجای دیگر طنز نوشته بود. صابری تصمیم گرفت مجله طنزی منتشر کند که نه مانند طنز و کاریکاتور(۲۶) محدود باشد و نه مثل برخی نشریات دیگر، فقط به فکاهه روزمره بپردازد(۲۷). این حرکت با توجه به رویکردهای جزماندیشانه و قبیلهای میرحسین موسوی و محمد خاتمی، واقعاً کاری تهورآمیز و سخت بود. ابوالقاسم صادقی، سردبیر سابق مجله توفیق و مدیر مسئول وقت مجله فکاهیون می گوید: «در آن دوره، صادق خلخالی اصرار داشت که کاریکاتورش در مجله فکاهیون چاپ شود و ما نیز کاریکاتوری یکبار با لباس پاسداری و یک بار با لباس آخوندی کشیدیم اما هر دوبار، آقای [محمد]خاتمی که آن زمان وزیر ارشاد بود، جلوی چاپش را گرفت.»
اما گل آقا توانست با اندکی انعطاف، گل آقا را راه بیاندازد. البته پذیرفتن «از فلانی که طنزنویس فلان مجله است هم استفاده کنید» نیز بی تأثیر نبود. یکی از این «فلانی»ها ابراهیم نبوی بود. او از اولین نویسندگان گلآقا نشد! بلکه با سفارش همان دوستانش، مدیرفنی مجله شد و بدیهی هم بود که پیش طنزپردازان واقعی و حرفهای مانند صابری فومنی، منوچهر احترامی(۲۸)، ابوالفضل زروئینصرآباد(۲۹)، محمد حاجی حسینی(۳۰)، مرتضی فرجیان(۳۱)، محمدعلی گویا(۳۲)، مرتضی ناطقیان(۳۳) و… نوشتههای نبوی، محلی از اعراب نداشته باشد و اصولاً نوشته به حساب نیاید چه رسد به طنز.
اما نبوی آنقدر پیش «این و آن» گله کرد که دست آخر، ستونی با عنوان «شعرنو» برای مسخره کردن شعر نو (که مدعی خاصی نداشت) و ستونی هم با عنوان «چهل سال بعد در همین هفته»، برای نوشتن اخبار این هفته، به نام چهل سال بعد، به او دادند. دستمایه ابراهیم نبوی هم همان رویکرد متلک پرانی در مجله سروش و گزارش فیلم بود. پوپک صابری فومنی(۳۴) در مصاحبهای صراحتاً اذعان دارد که نبوی بعد از گلآقا، جزء طنزنویسان به حساب آمد.
دو سال بعد و در آذرماه ۱۳۷۱ روزنامه همشهری با ظاهری چهاررنگ (که آن زمان خیلی شیک و تازه بود)، با سرمایه [مردم در] شهرداری تهران و به مدیرمسئولی غلامحسین کرباسچی(۳۵) آغاز به انتشار کرد. هدف از انتشار این روزنامه با پول بیتالمال… همان هدف بقیه روزنامهها و نشریات اعلام شد اما برحسب اتفاق، در طول پنج سال بعدش، نقش مهمی در انتخابات ریاست جمهوری(سال ۱۳۷۶) داشت. سردبیر همشهری، احمد ستاری، معاون محمدخاتمی در وزارت ارشاد وقت بود و نیز در شورای سردبیری اولیه این روزنامه، نام افرادی چون اصفر رمضان پور، فاطمه راکعی(۳۶)، اکبر گنجی(۳۷) و ماشاء الله شمس الواعظین(۳۸) دیده می شد که طبیعتاً ابراهیم نبوی نیز در اولین فرصت به این مجموعه دیده شد.
هنوز دوماه از آغاز انتشار همشهری نگذشته بود که در بهمن همان سال، به دلیل چاپ سهوی! توهین به دین اسلام و اعتقادات مردم، احمد ستاری جای خود را به محمد عطریان فر داد. گفتنی است برای اولین بار در همین روزنامه همشهری، ابراهیم نبوی اقدام به نوشتن متنی غیر از اخبار روز و متلک پرانی کرد. او نوشته اش را به نام داستان طنز، در ماهنامه همشهری هم چاپ کرد حتی.
محمدعلی زم(۳۹)، همزمان عضو هیئت مدیره باشگاه پرسپولیس، واردکننده سیگار و محصولات دخانی، تهیه کننده سینما، سوزن درمانگر، سرپرست وقت حوزه هنری و موسس شرکت تولید غذای ایرانی و همچنین عضو شورای سیاستگذاری وزارت فرهنگ و ارشاد بود!. زم، اندکی پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶ و با هدف… همان همیشگی، هفته نامه مهر را منتشر کرد. بدیهی است که ابراهیم نبوی نیز به حوزه هنری و مهر رفت. گرچه این هفته نامه به دلیل «وجود ناهمگونی هایی با سیاستهای جاری در عرصه فرهنگ و هنر»، درسال ۱۳۷۹ تعطیل شد اما محمد خاتمی در همان سال آغاز انتشار مجله(یعنی ۷۶)، رئیس جمهور شده بود و دیگر تعطیلی مجله چندان مهم نبود.
ابراهیم نبوی اما در هفته نامه مهر، طرحی نو در انداخت و در صفحهاش، به جای متلک انداختن به هنرمندان مانند نشریات قبلی؛ این بار سیستمداران و فرهنگیان جناح مخالف «دولت گفتگوی تمدنها» را به متلک بست. آن سالها و بعد از رقابت ناطق نوری و محمدخاتمی در انتخابات ریاست جمهوری، بحث راست و چپ(۴۰) و تقابل روحانیت مبارز و روحانیون مبارز داغ شده بود و باتوجه به برنامههای از پیش اعلام شده خاتمی مبنی بر «بسه دیگه هرچه رفسنجانی به اقتصاد این مملکت رسید» و «بیایید جامعه مدنی را»، بدیهی بود که تازه آغاز مجادلات سیاسی بیفایده از این دست است و این مباحث، بیتوجه به دردها و مشکلات مردم، به این زودی از رونق نخواهد افتاد. در دورهای که رفسنجانی پیش از آن به جای سازندگی پس از جنگ، اشرافیت و سرمایه داری را ترویج داده بود و خاتمی نیز به دنبال دوچرخه سواری زنان و انتشار مطالب و عکسهای اونجوری در مطبوعات و رسانه ها به نام «آزادیهای سیاسی» بود.
۲۴) کیومرث صابریِ فومنی (۱۳۲۰ تا ۱۳۸۳ ش) مشهور به گُلآقا، نویسنده، طنزنویس، معلم و پایهگذار و سردبیر مطبوعات گُلآقا، همچنین بنیانگذار مؤسسه فرهنگی گلآقا است. وی معاون سردبیر مجله توفیق(پیش از انقلاب اسلامی)، مشاور فرهنگی نخستوزیر شهید محمدعلی رجایی و همچنین مشاور فرهنگی رهبر شهید ایت الله سیدعلی حسینی خامنهای (اعلی الله مقامه) در دوره ریاست جمهوری ایشان بود. به دلیل اذیتها و فشارهای دوره دولت سیدمحمدخاتمی، بالاخره در ۲ آبان سال ۱۳۸۱ و در دوازدهمین سالگرد انتشار هفتهنامهٔ گلآقا، همزمان با چاپ ۵۴۸مین شماره، گلآقا تصمیم به تعطیلی هفتهنامه گرفت و با چاپ سرمقالهٔ شمارهٔ ۵۴۸ که این بار در آن نه شاغلام و غضنفری بود و نه گلآقایی، با نام صابری از تصمیم خود برای پایان کار هفتهنامه خبر داد و هیچگاه علناً دلیل آن را بیان نکرد.
۲۵) ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۹ ش
۲۶) ماهنامهٔ طنز و کاریکاتور از جمله مجلات و نشریات طنز ایران است که از آذرماه ۱۳۶۹ به مدیرمسئولی و سردبیری جواد علیزاده منتشر میگردید. توجه اعظم این نشریه بر کاریکاتور و جوانب آن بود.
۲۷) فکاهیون یا توفیقون ماهنامه طنزی بود که از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۹ با سردبیری ابوالقاسم صادقی(سردبیر سابق توفیق) منتشر میشد. مجله خورجین نیز در همان دهه ۶۰ و با سردبیری مرتضی فرجیان روی پیشخوان دکههای مطبوعات میآمد. این مطبوعات اغلب به مسائل روزمره مانند گرانی و مسائل زن و شوهری می پرداختند.
۲۸) منوچهر احترامی (۱۳۲۰ تا ۱۳۸۷) او علاوه بر طنزنویسی برای مطبوعات و رادیو، نویسنده کتابهای کودک نیز بود. مجموعه کتابهای «حسنی نگو یه دسته گل» از وی معروف است.
۲۹) ابوالفضل زروئینصرآباد (۱۳۴۸ تا ۱۳۹۷) شاعر، طنزپرداز، پژوهشگر و سردبیر مطبوعات
۳۰) محمد حاجی حسینی (۱۳۰۸ تا ۱۳۹۸) از همکاران نشریات طنز مانند توفیق، فکاهیون و نویسنده برنامههای طنز رادیو و تلویزیون
۳۱) مرتضی فرجیان (۱۳۱۳ تا ۱۳۷۴) نویسنده و سردبیر مطبوعات طنز
۳۲) محمدعلی گویا (۱۳۱۳ تا ۱۳۸۰) شاعر و طنزپرداز
۳۳) مرتضی ناطقیان مشهور به معتضدی (۱۳۰۳ تا ۱۳۸۱) شاعر، نوینسده و طنزپرداز
۳۴) دختر مرحوم کیومرث صابری فومنی که در مؤسسه گل آقا و با پدر کار میکرد و در دورهای، سردبیری و نویسندگی مجله «بچه ها گل آقا» را نیز برعهده داشت.
۳۵) غلامحسین کرباسچی از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۳ شهردار تهران بود. وی را میتوان اولین کسی دانست که با اختلاس بسیار کلان و فساد قابل توجه خود، اطرافیان و زیردستان، دستگیر و محاکمه شد.
۳۶) فاطمه راکعی(۱۳۳۳) نماینده مجلس ششم و جزء متحصنین در این دوره مجلس، همچنین عضوفعال حزب منحله مشارکت بود.
۳۷) اکبر گنجی(۱۳۳۸) از چهرههای بسیار تندرو در ابتدای انقلاب که بعدتر از آنسوی بام اُفتاد و ضدانقلاب شد. وی جزء کسانی بود که پونز در پیشانی زنان کم حجاب میکرد و رنگ اسپری روی دستان مردانی که پیراهن آستین کوتاه میپوشیدند، میپاشید. هم او در حال حاضر… بگذریم!
۳۸) همه اینها از اعضای حلقه کیان و جریان ترویج لائیسیته متصل به محافل خارجی بودند.
۳۹) محمدعلی زم(۱۳۳۴) پدر همین روح الله زم(صاحب کانال آمدنیوز و اینها) است.
۴۰) خلاصهاش روی کاغذ این است که راستیها(روحانیون مبارز) طرفدار اقتصاد بازار آزاد و فرهنگ بازار آزاد و همه چی بازار آزاد هستند حتی جدایی دین از سیاست بازار آزاد؛ چپیها(روحانیت مبارز)، طرفدار اقتصاد و فرهنگ متمرکز دولتی و تطابق سیاست و ایدئولوژی(دین). با مسامحه فراوان می توان اصولگرایان را چپی و اصلاحطلبان را راستی خواند. اما اینها فقط روی کاغذ است. در عمل، راستی ها(اصلاحطلبان)، سرمایهداری را برای خود در عین اقتصاد کاملاً دولتی برای مردم و ایدئولوژی لائیک غرب را عین سیاست و سیاست را عین لائیسیته غربی می دانند و اجرا می کنند. البته که افرادی که در هریک از این دو گروه دسته بندی می شدند، خیلی دسته بندی نمی شدند! یا به مرور از یک دسته به دسته دیگر میرفتند. مثلاً هاشمی رفسنجانی که از قدیمیهای روحانیت مبارز(اصولگرایان) بود، بعدتر چنان راستیاش معلوم شد که گفت: دنیای فردا دنیای گفتمان هاست نه دنیای موشکها!

ثبت ديدگاه