گفت‌وگو با محمد محمدی، پرستار و نویسنده «رگ‌گیری»

رگ‌گیریمان خوب است، قلق رگ‌ها دستمان است

یک بنده‌خدایی آمد با یک سبیل ناصرالدین‌شاهی، کف پایش چاک خورده بود. من رفتم برای بخیه کردن کف پایش. شروع کرد به تعریف از خاطرات قوی بودنش. بعد که با یک سرنگ دو سی‌سی رفتم موضع را بی‌حس کنم، کسی که نود-نود و پنج کیلو وزن داشت، با آن سیبیل ناصرالدین شاهی خفن، بلافاصله غش کرد!

نگاهی به زندگی و آثار ابراهیم نبوی (قسمت دوم)

طرحی نو درانداختن نیمرو

اما گل آقا توانست با اندکی انعطاف، گل آقا را راه بیاندازد. البته پذیرفتن «از فلانی که طنزنویس فلان مجله است هم استفاده کنید» نیز بی‌تأثیر نبود. یکی از این «فلانی»ها ابراهیم نبوی بود. او از اولین نویسندگان گل‌آقا نشد! بلکه با سفارش همان دوستانش، مدیرفنی مجله شد

عشق به سینما در قاب نوستالژی و ناکارآمدی روایی

سینما شهر قصه

یکی از بحث‌برانگیزترین نقاط «سینما شهر قصه»، نمایش تصاویر آرشیوی از بهروز وثوقی و فردین پس از سال‌هاست؛ تصاویری که گاهی ضروری بوده و گاهی کارکردی نداشته است.

بررسی سریال دشتستان

جدید، جذّاب و خنده‌دار

مخاطب در قسمت‌های ابتدایی سریال تصوّر می‌کند با یک داستان تکراری و کلیشه‌ای از زندگی دانشجویی چند جوان شهرستانی و مشکلات همیشگی پیش پای جوانان رو به رو است و چه بسا نسخه‌ی جدید سریال «روزگار جوانی» را تماشا می‌کند؛ اما ناگهان داستان تغییر می‌کند.




عنوان