برگی از دفتر خاطرات یک سرباز اسرائیلی

مرگ تدریجی یک رویا

شنبه
برنامه‌ریزی کرده بودم امروز تا لنگه ظهر بخوابم؛ ولی زهی خیال باطل. چنان غافلگیرمان کردن که.... بِگذریم؛ ولی پوشک خیلی گران شده.

روز جوان

داستانش واگعیه یا کیکه؟!

در آن روزگار (اکثریت) مسئولین جوان بودند «هم به دل هم به شناسنامه»، آنها وِل‌کنشان به میز و صندلی ریاست اتصالی نمی‌کرد و چُنان از مادیات فارغ بودند که سرانجام جوانی‌شان به شهادت گره می‌خورد.

عنوان