اگر شنگول و منگول و حبه‌ی انگور اصلاح‌طلب بودند

شنگول‌تر از شنگول

گرگ: «آخه دشمنی با شما چه فایده‌ای واسه من داشته؟»
شنگول: «تو بیا، فایده داره، امروز علف زیاد خوردیم‌ها.»
گرگ: «نمیام، رژیم گرفتم.»
شنگول: «باشه، جهنم و ضرر، حبه‌ی انگورم بخور.»
گرگ: «نمیام، اصلا من گیاه‌خوار شدم، دست از سرم برمی‌دارین؟
»

هنر برحق بودنِ همیشه (۳)

دست گذاشتن روی صغری و کبرای کاذب!

می‌توانید در یک تماس تلفنی بگویید که برای همه، جوجه را گرفته‌اید و کوبیده را هماهنگ کرده‌اید. فقط مسئلۀ بسیار مهمی که هست... با خودتان باید شلوارک ببرید یا آن با کاروان است؟

تعقیبِ تعقیب نماز عصر ۵

ساعد بزن!

امروز اگه نماز صبحش قضا نشد جای آبشار با ساعد می‌زنم بره بالا. هرچند اصل کاری می‌فهمه نمازش چند مَن کَره داره!

اندر حکایت دزد و گدا

دزد کِنِف شده چه گفت؟

پس سه‌ویچ خر آخرین سیستم خود برداشتی و با آهنگ «نوموخوام صداتو بشنوم» از شهر خارج شده به سمت بلاد‌الفرنگ رهسپار گشت.

فالی برای قطعی برق

خموشی حافظ

...بیایید و این برق آلوده کثیف را قطع کنید تا دمی آرامش داشته باشیم و ویز ویز یخچال و ونگ‌ونگ شبکه پویا و بوق‌بوق ماشین لباسشویی و ظرفشویی قطع شود.