روزنوشت‌های یک مذاکره کننده

اینها خیلی سفتند!

هرچه به عمانی‌ها گفتم: «به این کله‌سیاه‌ها بگو موشک‌های‌تان را بدهید جوابی نداد.»
از سر عصبانیت سر مترجم داد زدم که جواب‌مان را چه دادند؟ با گردن کج گفت: «مذاکره کننده‌های ایرانی این جمله را می‌شنوند اما اهمیت نمی‌دهند!»
از این کارشان کله‌ام مثل ناقوس کلیسا دَنگ دَنگ کرد تا جایی که ممکن بود کله‌ام را به میز بکوبم.

یَمنِ خَفن

این‌همه «یو اس» سَرَش مثل روانی بُمب ریخت
کوه دیگر چیست بابا؟! خَم نشد پُشتَش اَصن

احساس سوختن

آتش زدی تمام گلستان خلق را
یک غنچه هم برای خودت وا نمی‌شود

گوش شیطون کر

نقش ستایش در صادرات پرتقال

البته که شیطان و شاگردانش وقتی بشنوند که ایران جزو پنج کشور دارنده ناوگان بزرگ‌ دریایی در جهان است؛ خاک عالم را که به فرقشان می‌ریزند هیچ، چند تا غلت هم توی همان خاک می‌زنند.

اطفاء به روش کالیفرنیازیسم

جرقه‌های شلوار سه خط!

شنیده‌ها حاکی است بن‌گویر با هرگونه پاشیدن از جمله پول‌پاشی و آب‌پاشی مخالف است، به همین دلیل اجازه خرید هلی‌کوپتر برای اطفای حریق را درسال‌های گذشته و آینده نداده تا پول‌ها پاشانده نشوند.