خدایا، این شاید آخرین پیشنهاد باشد. پیشنهاد سحری اقساطی دارم. یعنی امروز نیم ساعت سحری بخورم، فردا نیم ساعت دیرتر افطار کنم... به مرور زمان، قسطش را میدهم. به نظر عادلانه میآید.
نقل است شبی خسته از روزگار شبانی با نوای «دارم میرم به تهران» به پایتخت آرزوهایش گسیل همیداشت و از آنجا که فشار آب کارواش وی را به یاد آبشار و آبتنی در رودخانههای لرستان همیانداخت پاشنه کفشش را برهمیکشید و مشغول به کار شد.