داستان جزیره گنج(ورژن وطنی)- قسمت اول

قصه های جزیره| بخاطر یک مشت دلار۱

مطابق انتظارم هیچ دیواری در خیابان‌ها نبود، البته این که کلا خیابان نداشت هم حتما مؤثر بوده. یک به دو نرسیده گروهی به سمتم حمله‌ور شدند و داد زدند: خارجی...خارجی اومده تو جزیره. اولین بار بود کسی سر عکس انداختن با من دعوا می‌کرد.

کاندیداشو 16/ روایت کار و کاردان

مالاریا و پشه آنوفل!

سپردن درمان مشکلات کشور به بانیان وضع موجود مثل سپردن آموزش اعداد به مهرعلیزاده است.

واکنش شاعران راه راه به مناظره

مشت و مال نه به روحانی

من نیستم اما دل من پیش شماست
چون بوی تمام کارهایم آنجاست
هرچند سرِ «نخواستن»، اما شکر!
شادم که هنوز هم سر من دعواست!!

نظرات مردم پیرامون اولین مناظره‌ی انتخاباتی

آقا اجازه! این به ما حرف بد زد…

چرا به همّتی نگفتن جناب آقای همّتی؟ مامان منم وقتی بچه‌ی داداشش صداش می‌کنه می‌گه: جان! ولی وقتی من صداش می‌کنم می‌گه: هان! تبعیض تا به‌کجا؟ (بغض می‌کند و پستونکش را می‌مکد).