۱۲:۲۵ ق.ظ ۱۳۹۸-۰۷-۱۷

داستان خانواده بزی که با جامعه جهانی دوستند

درس مهمان نوازی

شنگول تا این حرف مادر را شنید گفت:«پس من هم با شما می‌آیم نمیخواهم ننگ مذاکره برای در آوردن من از شکم گرگ روی پیشانیم بماند.

۱۲:۰۴ ق.ظ ۱۳۹۸-۰۷-۱۳

داستان خانواده بزی که با جامعه جهانی دوستند

درس مهمان نوازی

حبه انگور وقتی داشت میرفت گفت:«هلوشو بگیرم تا لیموشو؟» وقتی این جمله را گفت، شنگول سر حبه انگور را از پاشنه در اتاقش با دمپایی ابری نشانه رفت

۱:۳۴ ب.ظ ۱۳۹۸-۰۴-۱۹

هیولای کنکور

اکنون به ذهنم آمده یک فکر عالی
طرحی برای مشکل مجهول کنکور

پیتزا و کوکا می دهم نه کیک و ساندیس
بنده اگر روزی شوم مسؤل کنکور