با عرض معذرت!

سوراخ موش

گفت‌وگو با محمد محمدی، پرستار و نویسنده «رگ‌گیری»

رگ‌گیریمان خوب است، قلق رگ‌ها دستمان است

یک بنده‌خدایی آمد با یک سبیل ناصرالدین‌شاهی، کف پایش چاک خورده بود. من رفتم برای بخیه کردن کف پایش. شروع کرد به تعریف از خاطرات قوی بودنش. بعد که با یک سرنگ دو سی‌سی رفتم موضع را بی‌حس کنم، کسی که نود-نود و پنج کیلو وزن داشت، با آن سیبیل ناصرالدین شاهی خفن، بلافاصله غش کرد!

شب‌نامه

پداخند شماره ۳۲

در این شماره از ماهی گیری بعضی‌ها از آب گل‌آلود و انبار کردن اجناس گفتیم که انصاف می‌ماند و با عبور از این روزها رو سیاهی‌ هم به زغال.




عنوان