موضوع انشا: پدرم، ای صوتون پابرجا!

آقای پدرزاد

می‌گویند پدر نان‌آور خانه‌ است؛ اما آقای پدرزاد! بگذارید این را قبول نکنم؛ مادرم به من هشدار داده‌‌ است که هر روز بعد از مدرسه بدون سنگک وارد خانه نشوم. چرا کار ما را به اسم پدرمان تمام می‌کنند؟

آرزو

آشپن‌دار

پدرمان می‌گوید بد نیست یک بچه‌ هم به ما اضافه شود، تا ما هم یک ماشین ببریم. مادرمان می‌گوید حالا فکر کن بتوانیم در طرح شرکت کنیم و بر فرض هم در قرعه کشی برنده شدیم، پول نجومی ماشین را از کجا بیاوریم؟

حقوق کودکان از زبان یک کودک

موضوع انشا: روز جهانی کودک

یکبار اینقدر درباره موضوعی نظر دادیم که مادرمان گفت: «بچه کچلم کردی! چقدر حرف می‌زنی.»
ما دوست نداریم مادرمان کچل شود.

انشا درباره ایستگاه پایانی مسافران آخرت

قابلمه، سوغات سفر آخرت

آنجا روی قبر‌ها یک روقبری می‌اندازند و روی آن هم کلی خوراکی تزئین شده با روبان مشکی می‌گذارند. آخرین باری که سعی کردم گوشه یکی از روقبری‌ها را کنار بزنم تا اسم آنکه رفته پیش خدا را از روی قبر بخوانم، حلوای تزئین شده به شکل شکوفه و ژله تزریقی چپه شد.