۳:۳۱ ب.ظ ۱۳۹۵-۰۳-۰۸

کامنتهای پای یک عکس

مجروح هیروشیما در آغوش اوباما!

پری: وای خدا... ای کاش منم بمب اتم میخوردم اما رییس جمهور آمریکا بغلم میکرد.
کوچک زاده: این کار مصداق #دیاثت_سیاسی بود.
نیلوفر: این مرهم نه تنها تاولهای بمبهای اتمی بلکه همه دردهای بشریت را تسکین می‌دهد... ممنونم باراک مودب و باهوش.

نویسنده:

پری: وای خدا… ای کاش منم بمب اتم میخوردم اما رییس جمهور آمریکا بغلم میکرد.

کوچک زاده: این کار مصداق #دیاثت_سیاسی بود.
نیلوفر: این مرهم نه تنها تاولهای بمبهای اتمی بلکه همه دردهای بشریت را تسکین می‌دهد… ممنونم باراک مودب و باهوش من.
جواد: #دیوث_سیاسی خودتونید!
اصغر: پراید نوک مدادی، فنی سالم، دور رنگ، ۸ ماه بیمه، رینگ اسپرت، باند خربزه ای، فقط مصرف کننده تماس بگیره.
کوچک زاده: آقا کی با شما بود؟ گیری کردیم ها! کار اون ژاپنیه رو گفتم.
جواد: کلاً گفتم!
ساسی: در ژاپن هیچوقت مرگ بر آمریکا نگفتند، اما تلفن روی میز رییس جمهور آمریکا سامسونگ است.
منوچهر: ساسی جان سامسونگ برای کره‌س، اون پاناسونیک بود!
پری: من حاضر بودم بمب اتم بخورم اما تلفن روی میز رییس جمهور آمریکا جی‌ال‌ایکس میشد.
جمال: پری خانم، بمب اتم با تیرکمون فرق داره. اگر بخوره فقط تو رو که نمیکشه. از طرف خودت حرف بزن لطفا نه دویست هزار نفری که قراره بمیرن.
اصغر: دو جفت لاستیک هم همین یک ماه پیش انداختم زیرش.
هیتوشی ناکازارا: اصغر جون آخرش چند؟
پری: من تنها نیستم آقای جمال! یکی از دوستام و خواهر بزرگترم هم مثل من فکر میکنن.
جمال: خب شدید سه تا. بگردید دنبال صد و نود و نه هزار و نهصد و نود و هفت نفر بقیه!
نیلوفر: انسان امروز را چه شده که حتی وقتی پای احساسات وسط می‌آید، دو دوتا چهارتایش میگیرد؟!
پروفسور سمیعی: ممنونم که اینجا دیگه پای من رو وسط نکشیدید.

    علی
    یکشنبه ۰۵ دی ۱۳۹۵

    خوب بود اما به نظرم میشه طنزش رو شیرین تر برای مخاطبان و جانسوز تر برای مسئولین کرد.