۱۰:۰۹ ق.ظ ۱۳۹۶-۰۷-۲۵

فال هفته شماره ۱۴

ای صاحب فال، خودت ناموس نداری؟

تا دیدی کارت رونق ندارد، مبحث آب و صابون را پیش کشیدی. ای صاحب فال، کاش به خودت می‌آمدی و آن روز این‌طوری حرف نمی‌زدی که حالا بر علیه خودت استفاده شود. خواجه معتقد است: «چوجور آب و صابون بیاریم روتونو بشورید؟»

نویسنده:

راه راه: نوای آن سگ کو، پاسبان درگه توست
ز پیش آب و گل من، بدید روح تو را
از چیزی گریزان و هراسان هستی که به زودی به سرت خواهد آمد. تقلا مزن که بیهوده است. در واقع سگی به سمت توی روح تو در حرکت است. غم مخور چرا که تا بوده همین بوده و رسم زمانه همین است اصلا. خواجه برای تو آرزوی موفقیت و صبر در بلایا و تعب می‌کند.

 

به لشکرگاه فرعونی که من جاسوس سلطانم
نه جاسوسم نه ناموسم من از اسرار قدوسم
ای صاحب فال! یعنی خاک بر سرت که برای فراعنه زمان جاسوسی کردی! خواجه معتقد است که وطن مانند ناموس آدمی‌زاد است و تو با این کار در واقع به عبارتی… لا اله الا الله. شعور نداری ناموس هم نداری ای صاحب فال؟

 

تا کی ای ساده دل ز ساده وشی
ریش صابون زنی و شانه کشی
من گرفتم کز آب و صابونت
شد چو کافور موی شبگونت
ای صاحب فال از کدام مارک صابون استفاده می‌کنی که اینقدر ریش‌هایت خوش‌رنگ و شق و رق وایستاده است؟ خواجه برای ریش‌هایش صابون خوب می‌خواهد. (لطفا در قسمت نظرات اطلاعات صابون را درج کن. ایمیل هم بگذار که خواجه بتواند با شما ارتباط بگیرد. با تشکر. مدیریت پاسخگویی به فال‌های هفتگی.)

 

نه بر وجهی که باشد رونق او
در آخر کرد ذکر آب و صابون
تا دیدی کارت رونق ندارد، مبحث آب و صابون را پیش کشیدی. ای صاحب فال، کاش به خودت می‌آمدی و آن روز این‌طوری حرف نمی‌زدی که حالا بر علیه خودت استفاده شود. خواجه معتقد است: «چوجور آب و صابون بیاریم روتونو بشورید؟»

آب ز سرچشمه خورشید جوی
قرصه خورشید که صابون تست
ای صاحب فال قبلی، خواجه اعتقاد قلبی‌اش بر این است که آب و صابون‌های بشری برای تو دیگر جواب نمی‌دهد. بهتر است به خدا توکل کنی و روی سیاه خود را فقط به او عرضه کنی. ای صاحب فال، خواجه همچنان معتقد است: «چوجور آب و صابون بیاریم روتونو بشورید؟»

 

به هر جانب که روی آری به تقدیر
رکابت باد چون دولت جهانگیر
تقدیر تو این است. تو برادر معاون اول هستی و هرطرف که نگاه می‌کنی، فقط دولت را می‌بینی. خواجه معتقد است پرخوری نتایج این‌چنینی هم دارد که برادرت تو را نفی کنید. البته خواجه باز هم معتقد است که «چوجور آب و صابون…» که بگذریم…

 

گیرم که نیست حشر و سراسر گزافه گفت
آن پیر آریایی و آن مرد هاشمی
خواجه اعتقاد قلبی دارد فرضاً که کوروش کبیر چرت و پرت گفته باشد، اما وصیتنامه هاشمی را پیدا کنید تا ملت از برزخ خارج شوند و بفهمند.

 

به قرب گلعذاران دل مبندید
وصیت نامه شبنم همین است
ای صاحب فال قبلی که دنبال وصیت‌نامه پدرت می‌گشتی! تحویل بگیر پیدا شد. منتها چون وصیت‌نامه گویا در آب استخر افتاده بود، خیس شده بود و فقط همین یک بیت برای خواجه قابل خوانش بود.

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارید

اطلاع از
avatar