۱۰:۴۵ ق.ظ ۱۳۹۸-۰۱-۳۱

کفشی که چشم عاشق را کور کرده بود

سیندرلا دختری در مزرعه

سیندرلا کفش خود را درآورد و نشانه گرفت و زد یک چشم شاهزاده را کور کرد .

نویسنده:

راه راه: سیندرلا دختری بود زیبا و آفتاب مهتاب ندیده. مادرش در کودکی می میرد پدرش تجدید فراش کرده و با زنی که دو بچه ی سرتق داشته ازدواج میکند.از بدبختی او پدرش هم می میرد.
سیندرلا با نامادری بزرگ می شود. شاید فکر کنید چقدر بدبخت است اما اینها همه میخواهند نامادری ها را خراب کنند، او را از بچه های خود بهتر نگه داشت.
آن دو دختر سرتق که از حسودی مغزشان فیوز پرانده بود، نقشه ای بس ناجوانمردانه برای سیندرلا کشیدند تا او را به مهلکه ی عشق انداخته و هلاکش کنند.
مرد معتادی را آوردند و بر سر و رویش گچ مالیدند تا کمی سفید و خوشگل شود. به او اسب سفیدی دادند و گفتند فقط در کنار مزرعه پلاس باش. دیگر خماری نمیکشی.
دختران ذلیل شده به سیندرلا گفتند او شاهزاده است. سیندرلا هم در مزرعه او را دید و همانطور یکهو عاشق شد. جوری که به یاد او همش در مزرعه میماند و بیل می زد.
نامادری که از قضیه بو برده بود، دو دختر را در اتاق حبس کرد. هر چقدر با سیندرلا صحبت کرد که او را قانع کند، نشد. نامادری هم گفت عجب کاری کردم یک روز او را به مزرعه فرستادم. پس آن روی نامادریانه خود را نشان داد و او را حبس کرد.
سیندرلا مانند خون آشام چشمانش قرمز شده بود. نامادری دید که مواد شاهزاده قلابی تمام شده و گچ روی صورتش از بین رفته سیندرلا را آزاد کرد.
سیندرلا به یاد عشقش در مزرعه بود و بیل میزد، اتفاقی شاهزاده واقعی او را دید و از او خوشش آمد. آمد که بگوید میتوانم چند دقیقه مزاحمتان شوم، سیندرلا کفش خود را درآورد و نشانه گرفت و زد یک چشم شاهزاده را کور کرد .
شاهزاده کفش را برداشت و رفت تا بیشتر چوب نخورد. آخر آن روز که دیگر خسته شده بود داشت به خانه می رفت دید همان عشقش با لباس پاره نشسته و مانند گهواره تکان میخورد.
رفت و از نامادری معذرت خواهی کرد و تشکر کرد که او را حبس کرده بود که بدبخت نشود.
شاهزاده (واقعی) که کفشش را برده بود دید دنیا برایش همان کفش شده است. فهمید عاشق شده است. دست برنداشت و رفت خواستگاری.
سیندرلا که از شرمندگی چشمش کف پایش بود، نمیتوانست دوباره عاشق شود. میترسید دوباره مثل خون آشام شود. کلی فکر کرد. ایندفعه یکهویی نه کم کم عاشقش شد و ازدواج کرد و خیلی هم نتیجه گرفت.
دو دختر ذلیل شده هم با زور مادر با آن فرد معتاد ازدواج کردند (درست است عقدشان باطل است اما دیگر مجبور بودند) و به سزای اعمال خود رسیدند.

 

#طنز نوشته ها

به این مقاله چندامتیاز می دهید؟
[تعداد: 0    میانگین: 0/5]

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک در  
اطلاع از

راه راه: همزمان با چهارمین سالروز انتشار تیتر «امضای کری تضمین است» در روزنامه شرق، باشگاه طنز انقلاب اسلامی دومین دوره جشنواره طنز «امضای کری تضمین است» را برگزار می‌کند.

در فراخوان این جشنواره آمده است:

اکنون که «این ۹۸ همون ۹۸ی شد که می‌خواست» و حال که «ابرها به پایین خود نگاه می‌کنند برای باریدن» و در روزهایی که «بنزین دونرخی دیگر فسادزا نیست» و در شرایطی که «درخت برجام بجای گلابی، بنزین سه هزارتومنی آورد» به استقبال چهارمین سالروز انتشار تیتر تاریخی «امضای کری تضمین است» می‌رویم.

دومین جشنواره طنز «امضای کری تضمین است» تضمینی است برای ماندگاری این مقطع درخشان و چشم‌نواز در تاریخ روشنفکری ایران. با ارسال آثار طنز خود ما را در این امر سترگ یاری کنید.

آثار خود را در قالبها و موضوعات زیر برای دبیرخانه جشنواره ارسال کنید.
موضوعات:

۱٫ امضای کری تضمین است

۲٫ غربزدگی

۳٫ روشنفکری

۴٫ سلبریتی‌ها و آقازاده‌ها

۵٫ برجام

۶٫ عهدشکنی آمریکا و اروپا

۷٫ تجملگرایی و مصرف‌زدگی

۸٫ دلار ۴۲۰۰ تومانی

قالبها:

۱٫ شعر طنز

۲٫ نثر طنز

۳٫ کارتون و کاریکاتور

۴٫ موسیقی و پادکست طنز

۵٫ دابسمش و دوبله طنز

۶٫ موشن‌گرافیک و کلیپ طنز

۷٫استند آپ

 

شرایط ارسال اثر: ارسال اثر در تمامی بخش ها برای افراد آزاد است و محدودیتی در تعداد آثار ارسالی وجود ندارد.

ارسال مشخصات فردی و شماره تماس الزامی است.

ویدئوی استند آپ باید یک نفره و بین ۲ تا ۴ دقیقه باشد

کلیپ و موشن گرافیک طنز بین ۲ تا ۵ دقیقه باشد

مهلت ارسال:

۲۲ آذر ۹۸

 نحوه ارسال:

آی‌دی emzaye_kerry@ در پیامرسانهای بله، ایتا و تلگرام.

به نفرات برتر در هر حوزه علاوه بر کمپوت گلابی، جایزه نقدی نیز تعلق خواهد گرفت.
زمان برگزاری اختتامیه نیمه اول دی ماه خواهد بود.

به این مقاله چندامتیاز می دهید؟
[تعداد: 17    میانگین: 3.8/5]