شازده کوچولو و ارز ترجیحی

داستان مشهوری از اینتُوان دو سنت اگزوپری برادر آنتوان

روباه که داشت زیر دُم خودش را لیس می‌زد گفت: قرار نیست کالایی به دست اهالی مزرعه بدهم بلکه با آن کاغذهای فرضی که گفتم، کالاهای فرضی را به بازار عرضه فرضی می‌کنم اما پولش را واقعنی از نهادهای متولی توزیع کالاهای مذکور هم، دریافت می‌کنم.

حق فِرزدن

سربازان مدافع گفتگو در ایران باستان

فرفورژه‌ها دیدند که دیگر فرزدن خالی لذت همیشگی را ندارد و باید این حق را با روش‌های جدید، به روزرسانی کنند لذا فرزدن متناقض اختراع شد و سریعاً بین مسئولین دولتی فرفورژه، مورد اقبال قرارگرفت.

درباره دوگوش، دوچشم، بناگوش و بقیه جاها

من دردمند هستم

سودمند همواره سود دارد و رانت‌خوار در هر دولتی، ارز دارد و کارمند - معمولاً - همواره کار دارد، من هم همواره درد دارم. شاید خواننده گرامی بگوید که کارمند همواره کار ندارد، زیرا رئیس‎جمهور گفت که «کارمندها کار ندارند»

تاریخچه مکانیسم ماشه

مکتب نیویورک، دست چپ

دیگر دوران متر و خط‌کش گذشته است. با این موشک، فاصله‌ی بین قاره‌ها را با واحد «ویژ» می‌سنجیم.

جلسه هیئت دولت با دیلا‌خانم

وزیر هوش مصنوعی

فرانچسکو! فرانچسکو! بیا اینو فارسی کن ببینیم چی میگه زبون بسته.
[حاضرین عبور نسیمی را مانند روح، روی صورت خود حس می‌کنند و برخی خودکار از کف می‌دهند]

عنوان