در وصف کافه و شعر و آروغ روشنفکری

شعر لاکردارشان

اکثرا زن‌ها رمانتیستند و مردان سوررئال

هست ظاهر در کت و در مانتو و شلوارشان

آنقدر فاز هنر دارند در خود، گوییا

صوت داوودی برون می‌آید از گیتارشان

بنزین

فشارم می‌دهد دولت دمادم

از آن آتش که با بنزین فشاندند
درون جان ما آتشفشان است
ببین کز شعله اش آنجای مردم
شدیداً لازمُ الآتشنشان است
شده خم قامتم از داغ بنزین
غمش چون قیمتش خیلی گران است

درباره جنگ داخلی صهیونیست‌ها

آن‌وری خفه شو

شوکه شد نیمه شب نتانیابو
گفت :این اتفاق ممکن نیست
یک نفر هم روانه شد آنجا
تا ببیند دلیل دعوا چیست

دید آنجا که عده ای ابله
فکر جفتک به هم زدن هستند
یعنی آن اقتدار واهی را
با لگد تکه تکه بشکستند

شما فکر کدخدا هستید!

ثروت از حلقمان برون آمد
عاملش هم فقط شما هستید

زده بالا توهم‌انگاری
بر زمینید یا فضا هستید؟؟