۴:۳۳ ب.ظ ۱۳۹۸-۰۶-۰۲

قطعه ی شب عید

چانه‌اش تا زمین بیاید کِش!


با چلو اختلافمان بسیار
با خورش اختلافمان فاحش

گشته ام خانه را و پسته که هیچ
نیست حتی کمی نخود کشمش

۱:۱۴ ب.ظ ۱۳۹۸-۰۲-۳۱

شعر طنز : دامادی اگر عاقبتش این باشد…

لباس و گیر و قانون، هست مال
یونیورسیتی پرتی چو آکسفورد!

نه به آجیل

۱۲:۱۰ ب.ظ ۱۳۹۸-۰۱-۱۸

نیست حتی کمی نخود کشمش

گر بپرسد کسی قدیم و جدید
بهر این پرسشش بزن بکُشش!

۱۱:۵۰ ب.ظ ۱۳۹۷-۱۰-۱۸

من و بادام و بابام

پهن باید کند ریاضت کش

لُنگ خود را مقابل پاهام

من از او میکشم ریاضت بیش

چون که کلا ندیده‌ام بادام !

۱۲:۰۰ ب.ظ ۱۳۹۷-۱۰-۰۳

روایت هفته

از این همه بخشش مدام و نفقه

چشمم زده بیرون ز کجا؟ از حدقه

من لاکچری ترین گدای عالم هستم

واریز شده توی حسابم صدقه