پند استاد

اِحتَکَرَ یَحتَکِرُ  اِحِتکار

جای تو امروز ته گور باد
گور تو از کشور ما دور  باد
چشم وزغ‌گونه‌ی تو کور باد
زرت تو هر آینه قمصور باد

شعر طنز

بداهه سرایی شاعران برای شیخ!

چون بلایی بر سر این مملکت نازل شدی
کاش میدادیم جاخالی؛ بلا! خالی نبند

جان من جان خودت یا جان لاریجانیان
جان اسحاق جهانگیری بیا خالی نبند

بداهه ی طنز شاعران راه راهی

بداهه ای برای عید فطر

"شاها ملکا دادگرا ملک ستانا"
جانها به لب آمد برسان عید تو جانا
دیگر رمقی نیست در این تن رمضانا
هرروز شمردیم که شد چندم این ماه
ماه رمضان رفت و نمانده است به جز آه

در مصائب سینما رفتن

رفته بودم سینما، از بس زنم اصرار داشت

همسرم مثل آباژور پیش چشمانم نشست
می‌شنیدم که مرتب برلب استغفار داشت

عنوان