خیلی دنبال کار با عار و بیعار گشتم ولی پیدا نکردم. چند وقتی هست احساس میکنم به هیچ دردی نمیخورم و شبها به جای خواب بیدار میمونم و روزها به جای بیداری خوابم. دیدم تنهایی گریه نمیچسبد تصمیم گرفتم ازدواج کنم.
بعدها عوامل استرس زای بشر تغییر یافت و به اضطراب ناشی از اینکه در برنامه دورهمی تبلت گیرمون میاد یا نه، الان چی بپوشم، با چه رویی به کارمند بانک بگم فیش رو دوباره اشتباه پر کردم و مهمتر از همه اضطراب شب امتحان تبدیل شد.