شعر طنز

بداهه سرایی شاعران برای شیخ!

چون بلایی بر سر این مملکت نازل شدی
کاش میدادیم جاخالی؛ بلا! خالی نبند

جان من جان خودت یا جان لاریجانیان
جان اسحاق جهانگیری بیا خالی نبند

بداهه ی طنز شاعران راه راهی

بداهه ای برای عید فطر

"شاها ملکا دادگرا ملک ستانا"
جانها به لب آمد برسان عید تو جانا
دیگر رمقی نیست در این تن رمضانا
هرروز شمردیم که شد چندم این ماه
ماه رمضان رفت و نمانده است به جز آه

شب عید

"شب عید است و یار از من چغندر پخته می خواهد
گمانش می رسد من گنج قارون زیر سر دارم"

شنیده شارژ می گردد حساب من همین شبها
از آن سود سهامی که من خونین جگر دارم

میلاد دختر پیامبر رحمت (ص)، حضرت فاطمه زهرا (س)

چالش اول شخص جمع

مرد خوبی باش و از خوبی او تقدیر کن
با خرید، آتش بس یک ساله را تدبیر کن

تو هم ای زن کم توقع باش، اگر کم پول بود
کل سرتاپای او را در غل و زنجیر کن

راهپیمایی درختان

با دو چشم خود اگر هم دیده ای
یا اگر در بین مردم بوده ای

شک بکن حتی تو بر چشمان خویش
بوده این تصویرها از سال پیش...