اعضای سازمان همیشه مثل یک جغد دانا به همه چیز با دقت بسیار نگاه میکنند. اصلا به صورت خود نگاه کنید. خداوند به شما چه داده است؟ چشم چشم دو ابرو دماغ و دهن یه گردو! یعنی ای مردم بیشتر ببینید و کمتر حرف بزنید!
رضاخان با شتاب از جا بلند میشود. چکمهها را مرتب میکند. یقه لباسش را صاف میکند. حتی سعی میکند حالت چهرهاش را رسمیتر کند. او را تا جلوی دری بزرگ میبرند که روی آن نوشته شده است: «کنفرانس تهران – ورود مقامات اصلی».
یکی نوشته «از اون بالا روی اسراییل تف کن.» یا یکی دیگه نوشته «زمین بشی، ماهواره بشم دورت بگردم» بعضیها هم که اصلاً نمیدانند کارکرد من چیست. مثلاً یکی نوشته «سر بشقاب رو یه ذره بچرخون. میخوایم جمتیوی ببینیم.»