ساواک بسیار تلاش میکرد تا فعالیتهایش را محدود کند؛ ولی او با یک نگاه «برو بینیم بابا! گندهتر از توهاش هم نتونسته» ساواک را هیچ و چه بسی کمتر از هیچ هم حساب نمیکرد و بیپروا یا به عبارتی، بیکله در نشر افکار امام میکوشید.
به فرزندتان آموزش بدهید وقتی برق «آنها» در مخابرات مرکزی قطع میشود، کارتخوان «او» که مغازهدار است، کار نمیکند. گاهی هم ممکن است «او» و «آنها» هردو برق داشته باشند؛ اما بازهم «ما» نتوانیم کارت بکشیم.
نقل است چون زاده شد، لَختی تامل نمود. اطراف و اکناف را به طرفهالعینی از نظر گذراند. هنگامی که فضا را مساعد دید چند ونگ مبسوط و جانانهی گوشکَرکُن بزد. سپس آرام گشت و گفت: «خب دیگر گریه و زاری و این سوسولبازیها بس است. برویم و بنشینیم و بنویسیم که به غایت از برنامه عقب هستیم.»