مثلا مسالمت‌آمیز

پوشک‌ یا موشک؛ مسئله این است

خود برادرمان می‌گوید اعترازات مسالمت‌آمیز است. ما نمی‌دانیم مسالمت‌آمیز یعنی چی. ولی آن‌طور که پدرمان با مادرمان حرف می‌زد، فکر کنیم مثلا منظورش شکستن یکی دو تا شیشه و سنگ زدن به یکی دو تا مغازه‌دار و آتش زدن یکی دو جا باشد.

وطن

دوانده ریشه در این خاک و باکی اصلا نیست
در این میانه دو شاخه، تبر شود حتی

دعانویس

جلب محبت تروریستی

دیشب منم یواشکی رفتم دنبالش و دیدم که واقع داره زحمت می‌کشه، بنده خدا دستش به خاطر استفاده از همون کپسوله سوخت و نتونست درست پلیسه رو جزغاله کنه.

شازده کوچولو و ارز ترجیحی

داستان مشهوری از اینتُوان دو سنت اگزوپری برادر آنتوان

روباه که داشت زیر دُم خودش را لیس می‌زد گفت: قرار نیست کالایی به دست اهالی مزرعه بدهم بلکه با آن کاغذهای فرضی که گفتم، کالاهای فرضی را به بازار عرضه فرضی می‌کنم اما پولش را واقعنی از نهادهای متولی توزیع کالاهای مذکور هم، دریافت می‌کنم.

گوش شیطون‌کر

گروه تلگرامی «روشنفکران رو به جلو» (با عضوگیری محدود و ضریب هوشی نامحدود!)

سرچ کردم دیدم که واگعیه. ولی با تحقیق بیشتر و یک چایی نبات فهمیدم پهپادهای آتش‌نشانی در واقع برای پخش نانوذراتِ کنترل ذهن استفاده می‌کنن. پس حق با ما بود.