تصاویری ناب از موزه سینمایی برادران وارنر

عشقولانه سینمایی

یکی از بازدیدکننده‌ها در حالی که غرق در سلفی گرفتن بود دستش به سیفون خورد و با فریاد هشدار راهنمای تور به خودش آمد. راهنمای تور گفت که آن سیفون همان سیفونی است که اسلحه «آل پاچینو» در «پدر خوانده۱» پشت آن جاساز شده بود. اولالا! واقعا چیه این موزه سینما؟! تمام تنم داشت میلرزید. دوست داشتم سرم را تا صبح روی سیفون بر روی جای دست آل پاچینو بگذارم و فارغ از دغدغه‌های سینمای نفتی و انحصاری داخلی، در خلسه‌ای عمیق فرو بروم و به دوران تازه پیش رو فکر کنم.

ضمانت در گذر تاریخ

امضای سیبیلی

پس از آن همه سیبیل و سیبیل کشی، ضمانت‌ها بر اساس ظواهر صورت گرفت بدین شکل که هر چه ابرو کلفت‌تر و خفن‌تر، ضامن‌تر! به این دسته از افراد سیبیل خان گفته می‌شد. که همه شهر و حتی کشور بر سر آن‌ها قسم می‌خوردند.

بلانسبت

مگر شرق از تو می‌گیرد روتیتر و زیر تیترش را

که اخبارش شده پر از حواشی اراذل‌‏ها؟

بگو، از حق که پنهان نیست، از ملت چرا پنهان؟

مدال و سکه‌ی برجام کو؟ کو آن تراول‌‏ها؟

کنترل خشم خود را در 6 مرحله درمان کنید

فروبردگی خشمی یا خشم فروبردگی

يك كف گرگى حواله ى طرف مقابل كنيد و فرياد بزنيد: مشت اول هزاااار! اين تخليه ى عصبانیت اوليه، مانع از خشونت هاى بعدى و وحشتناك تر شما ميشود. هيچ وقت انتهای خشم خودتان را دست كم نگيريد و سريعا عصبانيت خودتان را خالى كنيد.

ماجرایی کمتر خوانده شده از سعدی

تناول عنبرنسارا در گمرک

بن‌دراز حاکم را گفت: بدو گفتم مردک! عنبرنسارا میخوری که کار مرا راه نمی‌اندازی؟

یکی از درباریان بن‌دراز را گفت: دمت گرم! آبروی سلطنت را حفظ کردی! حتما آن فرد گستاخ حسابی ادب شد؟

بندراز درباری را گفت: نه بابا دلت خوش است!




عنوان