حاشیه نگاری یک عینک جامانده از نطنز نهم / شهریور 97

نطنز به هُم هُم افتاد !

و اما هديه ي دوم با اين عنوان معرفي شد؛ مجموعه دستاورد هاي دولت تدبير طي اين چند سال خدمت مداوم! يك جا جمع اوري شده و تقديم نفر اول مي شود...

پس تکلیف این بچه چی میشه؟!

استندآپ کمدی سیدحمید علیزاده در ششمین شب طنز انقلاب اسلامی «نطنز» - 19 اردیبهشت 1397

روایتی از عصری با طنزپردازان

نان های نطنز

آخر با آن‌سیم سبزِ رنگِ جیغ مگر میشد حرکت کرد و کسی متوجه نشود؟!
نفس عمیقی کشیدم و مثل کسی که میخواهد جنایتی مخفیانه انجام دهد، در حرکتی نامحسوس صندلی هارا طی کرده و به ردیف چهارم رسیدم و همان جا نشستم.این طور اگر به هر ردیف نان اندازه کف دست هم‌می دادندباز به من می رسید

حاشیه ای بر ششمین شب طنز انقلاب اسلامی «نطنز»

ابر و باد و مه و علی زکریایی در کارند…

اندکی از مراسم گذشته است، شدت باران توجه ام را به سمت حیاط جلب می کند، باران مانند شیلنگ آبی که تا آخر باز شده است، به پلاستیک پوشاننده تعمیرات دیوار جانبی راهرو می خورد و مثل جوی آبی روی آن به راه می افتد. ظاهرا این بار باران است که با نطنز لج کرده است، اما مخاطبین همیشگی نطنز حاضر هستند و جمعیت سالن، الان که حدود نیم ساعتی از آن می گذرد از حدود دوسوم سالن گذشته است.