انشاء در روز تعطیل

دوران سخت

او هم مدتی است غذایش را با فندک گرم میکند تا گاز مصرف نکند؛ خودم در جیبش دیدم، البته به من گفت به پدرومادر نگویم تا غصه نخورند.

به تعداد مولکول‌های هوا سرب هست برای نفس کشیدن تو این هوا

تعطییییل

ما به حل بحران آلودگی هوا هم واقفیم هم امیدواریم ولی برای بالا بردن هیجان کار کمی استرس می‌دهیم و می‌گوییم ناچاریم شهر را تخلیه کنیم.

آیتم طنز

شما حقوقم می‌گیرین؟!!!!

چند موقعیت جذاب از تعطیلات

از شنبه هم دیگر نمی‌توان شروع کرد

هرکس که شما را مقابل بانک می‌بیند تصور می‌کند شما اول صبح که بیدار شده‌اید یک در را اشتباه رفته و حالا به‌جای اینکه مقابل روشویی باشید مقابل بانک ایستاده‌اید.




عنوان