داستان مشهوری از اینتُوان دو سنت اگزوپری برادر آنتوان

شازده کوچولو و ارز ترجیحی

روباه گفت: برای این کار لازم نیست مرا بشناسی بلکه هروقت خواستی سرنوشت آن ارزها را از من پیگیری کنی، می توانی در یکی از شبکه‌های اجتماعی پُستی منتشر کنی و اعلام کنی که آن‌ها که ارزهای ترجیحی را گرفته‌اند هنوز بازنگردانده‌اند آن وقت...
شازده کوچولو بازهم وسط حرف روباه پرید و گفت: آن وقت تو می‌آیی خودت را معرفی می‌کنی و ارزهای ترجیحی را باز می‌گردانی؟
روباه نیشش باز شد و گفت: نه بابا!

نگاهی به سریال شیش‌ماهه

گاهی باید بازنشسته شد آقای کارگردان

کاراکترها به‌ غایت کودن و فرصت‌طلب، یک شخصیت تقریباً فهمیده اما توسری خور و بدبخت که وسط این کودن‌ها گیرکرده و چاره‌ای جز تحمّل آن‌ها ندارد و در مواجهه با این افراد تنها واکنشی که می‌تواند نشان دهد این است که چشم‌هایش را گرد کند و با استیصال به یک نقطه خیره شود (نقشی که تا پیش از این بر عهده‌ی سیامک انصاری بود)

شازده کوچولو و ارز ترجیحی

داستان مشهوری از اینتُوان دو سنت اگزوپری برادر آنتوان

روباه که داشت زیر دُم خودش را لیس می‌زد گفت: قرار نیست کالایی به دست اهالی مزرعه بدهم بلکه با آن کاغذهای فرضی که گفتم، کالاهای فرضی را به بازار عرضه فرضی می‌کنم اما پولش را واقعنی از نهادهای متولی توزیع کالاهای مذکور هم، دریافت می‌کنم.

داستان جزیره گنج(ورژن وطنی)- قسمت ششم

قصه های جزیره| همش پنج تا؟

-زده زنش رو کشته. من فکر می‌کردم اینا هنوز ماه عسلن! خبر نداد برگشته. گند که می‌زنن تازه میان سراغ من!
- پس میشناسیدشون
-آره آشناست. حالا برم ببینم می‌تونم درستش کنم.