نامه‌ای از سر گلگی برای خواستگارهای رد کرده

ای نازنین نازی، کم ناز کن ننه! پیر شدی

حاضر است چایی لب‌سوزی که مادرت دم کرده و خواهرت ریخته را از دست تو بگیرد و بخورد تا گرمابخش معده‌اش باشد؛ ولی دخترم دست از سر فانتزی‌های اسکلانه‌ات بردار و الکی پسر مردم را رد نکن.

گرامیداشت هفته ازدواج

گور بی‌بخار

مامان سرشب گفت: "گویا توی پاستور
یک دکه‌ی خوش‌رنگ دارد، خواستگارت

از رونق کارش نگویم! اوووه! عالی!
دیگر گره خورده‌ به money, روزگارت

عصر خیلی جدید

پدر رکورددار

فقط پراید بچه باید جی پی اس داشته باشه که نوه گلم گم نشه.

کفشی که چشم عاشق را کور کرده بود

سیندرلا دختری در مزرعه

سیندرلا کفش خود را درآورد و نشانه گرفت و زد یک چشم شاهزاده را کور کرد .




عنوان