رضاخان با شتاب از جا بلند میشود. چکمهها را مرتب میکند. یقه لباسش را صاف میکند. حتی سعی میکند حالت چهرهاش را رسمیتر کند. او را تا جلوی دری بزرگ میبرند که روی آن نوشته شده است: «کنفرانس تهران – ورود مقامات اصلی».
یکی نوشته «از اون بالا روی اسراییل تف کن.» یا یکی دیگه نوشته «زمین بشی، ماهواره بشم دورت بگردم» بعضیها هم که اصلاً نمیدانند کارکرد من چیست. مثلاً یکی نوشته «سر بشقاب رو یه ذره بچرخون. میخوایم جمتیوی ببینیم.»
قضیه برای سرطانها اینقدر بغرنج شده که شنیدم یک تجمع برگزار کردند و خواستار حمایت شدند. طفلیها حق هم دارند زمانی یک یال و کوپالی داشتند اما الان چی؟ موی بلند روی... .