۱۲:۳۳ ب.ظ ۱۳۹۸-۰۶-۲۶

سیر تطور اخلال‌گران اقتصادی/دارویی/ نزول‌خوری

رستگاری در دقیقه ۹۳

پسر(اشاره به جوانک ۲۴ساله‌ی وثیقه‌ی ۲۰میلیاردی به‌دست) بپّر اون چادر مشکیه که عمه‌ی شوهره از مکه آورده بود از صندوق ماشین وردار بیار، الان جلسه شروع می‌شه. تو راه بتکونش، نفتالیناش بریزه.

نویسنده:

راه راه: در ضیافت دندونک نبیره اسحاق جهانگیری:
ولی من معتقدم چادر مادُر به دست و پای آدم می‌گیره، با مخ میاد رو زمین، نمی‌تونه قد من فعالیت اقتصادی و کارآفرینی داشته باشه.

در جشن تولد هشتادسالگی میم‌.خ/ بنیاد باران:
فخرالسادات جون یه دیقه گوشِتو بیار. این خانواده یادگارجات رو نگااااا، همش مجبورن عین دهاتی لپ‌قرمزا یه چادر سیاه پهن کنن رو خودشون. تر تر تر…(صدای خنده‌اش است)

در پتروشیمی بابا:
منشی: ای وای آقای مهندس! من گفتم جلسه داریداااا. تخخخ تخ تَ…(صدای دور شدن کفش منشی)
مهندس: دخترم جلسه‌ست‌ها خدا بخواد. عین اخلال‌گران صنعت و معدن سرت رو انداختی پایین اومدی تو.
دختر بابا: من ویلا میخوام. «ویلا برای کارم لازم است»
مهندس: کارِت مگه «اخلال در توزیع دارو، دپوی دارو، کمبود آنتی‌بیوتیک در سال۹۷ و دادن ربا» نبود؟ ویلا رو برا کجاش می‌خوای؟
دختر بابا: نوموخواااام‌ عرررر(صدای گریه‌اش است)
مهندس: الو، بانک سینا؟!

راسته‌ی مصالح‌فروشی‌های لواسان/ دم گاراژ ایرج و پسران:
سیمان دولتی رو نصف قیمت خود دولت میدی ببرم یا بدم بچه‌ها سیمان دولتیت کنن؟

راه‌پله شعبه سوم دادگاه رسیدگی به جرائم اخلال‌گران اقتصادی:
پسر(اشاره به جوانک ۲۴ساله‌ی وثیقه‌ی ۲۰میلیاردی به‌دست) بپّر اون چادر مشکیه که عمه‌ی شوهره از مکه آورده بود از صندوق ماشین وردار بیار، الان جلسه شروع می‌شه. تو راه بتکونش، نفتالیناش بریزه.

در دادگاه:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله القاصم الجبارین. بنام خدا و باسلام و صلوات به روان پاک امام و شهدا. من شینِ نعمت‌زاده هستم، با نام هنریِ اون‌یکی دختر مظلوم وزیر مشغول به فعالیت بودم. آقای قاضی «من پنج‌سال بیکار خوابیدم توی خونه. بعدش تونستم غروبا توی داروخونه مشغول شم.» من خیلی بدبختم آقای قاضی. «مامانم تا هشت شب توی آموزش و پرورشه. من مجبورم بابام و بقیه خواهرا رو تر و خشک کنم.» ببین یکی‌شون دست به سیاه و سفید خونه می‌زنه؟! نمی‌زنن که! اصلا من می‌خوام بدونم آموزش و پرورش چرا باید تا هشت شب وا باشه؟ بعد از داروخونه؛ یه مدت از ترکیه لباس میاوردم توی مهمونیا و مترو می‌فروختم. با پولش چندتا انبار دارو خریدم. من اینجوری جون کندم آقای قاضی. «من خودم کارآفرینم». یه صلوات بفرستید من این چارتخم رو سر بکشم، صدام صاف شه. آیت‌الکرسی رم از حفظ بخونم براتون… .

توضیح: گیومه‌ها راستکی است.

به این مقاله چندامتیاز می دهید؟
[تعداد: 5    میانگین: 4/5]

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک در  
اطلاع از

راه راه: همزمان با چهارمین سالروز انتشار تیتر «امضای کری تضمین است» در روزنامه شرق، باشگاه طنز انقلاب اسلامی دومین دوره جشنواره طنز «امضای کری تضمین است» را برگزار می‌کند.

در فراخوان این جشنواره آمده است:

اکنون که «این ۹۸ همون ۹۸ی شد که می‌خواست» و حال که «ابرها به پایین خود نگاه می‌کنند برای باریدن» و در روزهایی که «بنزین دونرخی دیگر فسادزا نیست» و در شرایطی که «درخت برجام بجای گلابی، بنزین سه هزارتومنی آورد» به استقبال چهارمین سالروز انتشار تیتر تاریخی «امضای کری تضمین است» می‌رویم.

دومین جشنواره طنز «امضای کری تضمین است» تضمینی است برای ماندگاری این مقطع درخشان و چشم‌نواز در تاریخ روشنفکری ایران. با ارسال آثار طنز خود ما را در این امر سترگ یاری کنید.

آثار خود را در قالبها و موضوعات زیر برای دبیرخانه جشنواره ارسال کنید.
موضوعات:

۱٫ امضای کری تضمین است

۲٫ غربزدگی

۳٫ روشنفکری

۴٫ سلبریتی‌ها و آقازاده‌ها

۵٫ برجام

۶٫ عهدشکنی آمریکا و اروپا

۷٫ تجملگرایی و مصرف‌زدگی

۸٫ دلار ۴۲۰۰ تومانی

قالبها:

۱٫ شعر طنز

۲٫ نثر طنز

۳٫ کارتون و کاریکاتور

۴٫ موسیقی و پادکست طنز

۵٫ دابسمش و دوبله طنز

۶٫ موشن‌گرافیک و کلیپ طنز

۷٫استند آپ

 

شرایط ارسال اثر: ارسال اثر در تمامی بخش ها برای افراد آزاد است و محدودیتی در تعداد آثار ارسالی وجود ندارد.

ارسال مشخصات فردی و شماره تماس الزامی است.

ویدئوی استند آپ باید یک نفره و بین ۲ تا ۴ دقیقه باشد

کلیپ و موشن گرافیک طنز بین ۲ تا ۵ دقیقه باشد

مهلت ارسال:

۲۲ آذر ۹۸

 نحوه ارسال:

آی‌دی emzaye_kerry@ در پیامرسانهای بله، ایتا و تلگرام.

به نفرات برتر در هر حوزه علاوه بر کمپوت گلابی، جایزه نقدی نیز تعلق خواهد گرفت.
زمان برگزاری اختتامیه نیمه اول دی ماه خواهد بود.

به این مقاله چندامتیاز می دهید؟
[تعداد: 13    میانگین: 4/5]