یادداشت
«زیرخاکی» خلاف جریان رودخانه طنز تلویزیون

راه راه:

لابه لای فیلم و سریال‌­هایی که به مدد جوک­ و توییت‌­های مردم خودشان را طنز نامیده‌­اند، سریال «زیرخاکی» ساخته جلیل سامان را می‌­توان طنزی ناب و زیرخاکی دانست.

زیرخاکی۱ که رمضان ۹۸ با استقبال مخاطبان روبه رو شده بود، سری دومش نیز بهار ۱۴۰۰ با همان فریبرز از دنیا بی خبرکه وسط مهم‌ترین حوادث تاریخ معاصر ایران یعنی پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ و دهه شصت گذاشته شده بود به روی آنتن رفت و حالا دوباره از شبکه یک بازپخش می‌شود.

اینبار فریبرزی که ناخواسته سابقه زندان ساواک و مبارزات انقلابی برایش رقم خورده بود، پایش به جبهه و بعد جهاد سازندگی باز می‌­شود و باز هم ناخواسته، یک انقلابی جبهه رفته­ی جهادی می­شود که در گیر و دار کمونیست­‌ها و منافقین و نفوذی‌­ها و انقلابی‌­ها و مهم‌ترین داشته­اش یعنی خانواده، به چالش می‌­افتد. چالش و ماجرا­‌هایی که هربار فریبرز خاکستری را به رنگی موقتی درمی­‌آورد اما او باز هم مثل کش به همان چیزی که خودش بوده برمی‌گردد.

طنز در سریال زیرخاکی قبل از آنکه به ماجرا­ها و موقعیت‌­ها و دیالوگ­‌هایش باشد، خلق فریبرزیست که نه بد است و نه خوب است و فقط هست آن هم در زمان و دورانی که با ذهنیت­‌های ما هر کسی باید در خط و مرزی باشد. اگرچه همین فریبرز با مختصات شخصیتی­ا‌ش گاه زیادی تکراری می‌­شود و شیرین کاری می­‌کند که شورش را در می­‌آورد، اما باز هم با فاصله زیادی از شخصیت­‌های طنز دست و پا چلفتی دیگر سریال‌­های تلویزیون دارد و جلو‌­ترایستاده است. دیگر بازیگران فیلم نیز طبق ظرفیت طنز شخصیت‌شان به خوبی به­ کار گرفته شده‌­اند و از قالب بیرون نزده­‌اند. حتی بازیگر خردسال که در هر سریالی بیشتر فضا پر کن است، در زیرخاکی جایگاه حساب شده‌­ای دارد.

بی ابا بودن در ابراز محبت زن و شوهر و اعضای خانواده به همدیگر، به میدان آوردن لهجه و گویش­‌های مختلف و فاصله گرفتن از تهران زدگی در سریال و گفتن از تاریخ و جریان­های فکری و سیاسی سال­های اول انقلاب از امتیازات ویژه این سریال طنز است.  

سریال زیرخاکی فارغ از نقاط قوتش در میزانسن و فراز و فرود‌­های کشش دار فیلمنامه و بازیگردانی‌­های خوب و فارغ از افت و ضعف­‌های دیالوگی و شوخی­‌ها نسبت به زیرخاکی ، از یک جنبه قابل تقدیر است و آن، جای خالی عوامل همیشه تکراری سریال­های طنز تلویزیون است. عوامل تکراری و همیشه در تیتراژی که جوری جا انداخته‌­اند انگار تا آن­‌ها نباشند طنز تلویزیون خوابیده است؛ اما زیرخاکی خلاف آن را ثابت کرد.

زیرخاکی خلاف خیلی چیز‌­های دیگر را هم به اثبات رساند، مثلا اینکه بدون تحقیرملی و سیاه‌­نمایی و یا مسخره کردن روابط فامیلی یا نقش پدر و مادر در خانواده هم می‌­توان طنز ساخت و اتفاقا طنز پر مغز و پر از کنایه و انتقاد هم ساخت.

جلیل سامان با سریال طنز زیرخاکی نیشخند تلخی به سکانس کمدی‌سازان تلویزیون که سال‌­هاست خودشان را طنز ساز جا زده‌­اند انداخت و البته ناز و ادا برای صدا‌و‌سیما و منت بر مخاطب و مطرح کردن خودش را هم در دستور کار نداشت. چیزی که استقبال بالای مخاطبان از این سریال هم مهر تاییدی بر وسواس و ظرافت سازنده این سریال بر محتوا تا فرم آن را نشان داد.

ثبت ديدگاه