۲:۱۹ ب.ظ ۱۳۹۸-۰۸-۰۹

چگونه مریدان خانه حکیم را بر غرقاب فنا سوزانیدند؟

سوختگی ۹۵ درصد

یکی دیگر از مریدان که به ادب و نزاکت شهره بود گفت: «پس زر زر نکن و کناری بایست ببینیم حکیم پاسخ ما را می دهد یا نه!

نویسنده:

راه راه: شبی از شب های خدا که بیم آن می رفت حکیم بر بستر مرگ آرمیده باشد، مریدان با تبر در حال کندن اف اف خانه او از بیخ و جاپا بودند. در همین اثنا مردی پیتی کو پیتی کو کنان از راه رسید و گفت: «شمارا چه شده است؟ نمی بینید که آیفون خاموش است و صدای زنگ از نگهبانی هم آن سو تر نمی رود؟» یکی از مریدان که دارای چاک دهانی ول بود و به هنگامه تقسیم ادب در عالم زرع، دستشویی ها را متر می کرد گفت:«عذر میخواهیم ولی چه می گویی مرد؟ کدام آیفون خاموش؟ بیا و خود امتحان کن! صدای آیفون تا ال ام بی ماهواره مرکزی نیز می رود.» مرد قدمی پیش نهاد و دستی بر زنگ برد و هنگامی که صدای زنگ را شنود گفت: «وا! میزنه! میزنه!»
در این هنگام یکی دیگر از مریدان که به ادب و نزاکت شهره بود گفت: «پس زر زر نکن و کناری بایست ببینیم حکیم پاسخ ما را می دهد یا نه!» مرد که جا خورده بود و دیگر نیازی به طعامی نداشت گفت: «حال شما را با حکیم چه؟» مرید با ادب گفت: «فضولی اش به تو نیامده مردک!» مرید بد دهان که از برخورد آن یکی مرید ناراحت شده بود گفت: «همین را می‌خواستی؟ راسیاتش را بخواهی بازی پرسپولیس بود و مهدی ترابی گلی را بدون کود در دروازه کاشت و شادی پس از گلی نمود. ما که همه در قهوه خانه به تماشا نشسته بودیم آمدیم تا حکمت این شادی را از حکیم بپرسیم.»
مرد نگاه عاقل اندر سفیهی به دو مرید نمود و گفت: «خب زودتر می گفتید. وقتی این گل به ثمر رسید شئی در طبقه بالایی منزل ما به هوا رفت و به زمین کوبیده شد. بعد هم صدای انفجاری به گوش رسید.» دو مرید با هم گفتند: «به ما چه؟» مرد ادامه داد: «حکیم همسایه بالایی ماست. شما هم به اشتباه در حال زدن زنگ خانه ما هستید. به گمانم حکیم از شدت کمیابی این قبیل شادی‌ها، عرق‌گیر دریده و سر به در و دیوار خانه نهاده است.» هر دو مرید با هم گفتند: «آن انفجار چه بود؟» مرد گفت: «دیگر علم غیب نداشتم که!»
هنگامی که دو مرید اشتباه خود را متوجه شدند طی حمله ای، وی را به باد کتک گرفتند و حسابی کتک زدند. چرا که فهمیدند که مرد دری وری می گوید و تنها نگهبان ساختمان است و از شدت و حدت سر و صدای مریدان بد خواب شده و این قصه را سر هم کرده تا مریدان را دور سازد و مویدش هم خطاب واقع شدنش با لفظ مش رجب از درونی یکی از ماشین هایی بود که از ساختمان خارج می شد.
هنگامی که آتش نشانی برای خاموش کردن آتش زبانه زده از خانه حکیم آمده بود، دلیل آتش سوزی را اتصالی سیم آیفون اعلان و درصد سوختگی خانه را ۹۵ درصد اعلام کرد. حکیم هم که بازی را در ورزشگاه دیده بود و اصلا نتوانسته بود روی پیراهن مهدی ترابی را از دور بخواند، تک تک مریدان را با اردنگی تا خانه قبر مشایعت نمود و سپس باز هم کمی لباس درید و سر به بیابان نهاد.

به این مقاله چندامتیاز می دهید؟
[تعداد: 3    میانگین: 3.7/5]

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک در  
اطلاع از

به این مقاله چندامتیاز می دهید؟
[تعداد: 11    میانگین: 4.3/5]