۱۱:۳۵ ق.ظ ۱۳۹۷-۱۱-۲۱

دوست دارید در آینده چیکاره شوید؟

چهل سال پلی استیشن بازی

آشکار شدن این همه حقایق تلخ برای سن من بسیار ترسناک بود. وقتی به مادرم گفتم، گفت: ناراحت نباش تاحالا دیدی که کسی شاهزاده شود و بعد شاه نشود. دوستان ما شرایط بازگشت ما را مهیا خواهند کرد تا دوباره به کشور بازگردیم و من خوشحال شدم و دوباره رفتم و پلی‌استیشن بازی کردم.

راه راه: من دوست دارم در آینده شغل پدرم و پدربزرگم را ادامه دهم. مادرم می گوید این شغل خیلی استعداد و سواد می خواهد، پس باید خوب درس بخوانی. ولی من فهمیدم که اصلا نیاز نداریم درس بخوانیم. چون یکبار من شنیدم که یکی از دوستان خارجی پدرم به او گفت: فکر کردی چه خبره؟ همینطور که پدر بی سوادت -منظورش پدربزرگم بود- را آوردیم و خودمان هم بازنشسته اش کردیم و فرستادیمش جزایر قناری، تا در اوقات بازنشستگی خود قناری بازی کند، فرستادن تو نیز مثل واتر خوردن است برایمان. و مادرم اینها را می گوید تا پیش دوستان خود پز بدهد که درس پسر من از پسرهای شما بهتر است. پس من تصمیم گرفتم که دیگر درس نخوانم و به جایش پلی‌استیشن بازی کنم.
یک روز که داشتم پلی‌استیشن بازی می کردم، مادرم آمد داخل اتاق شد و به من گفت: وسایلت را جمع کن که می خواهیم برویم خارج تا کمی استراحت کنیم. من هم وسایلم را جمع کردم و پلی‌استیشن را زیر بغلم زدم و سوار هوایپما شدیم و به خارج رفتیم.
یک روز که در خانه نشسته بودم و داشتم پلی‌استیشن بازی میکردم شنیدم مادر به پدرم می گوید: بازنشستگی خارج از وقت گرفتی بدون سنوات، که بیای بشینی تو خونه تلویزیون ببینی؟ ما هم که آلاخون والاخون شدیم. حداقل برو دوتا نون بگیر، کبد چرپ نگیری.
آشکار شدن این همه حقایق تلخ برای سن من بسیار ترسناک بود. وقتی به مادرم گفتم، گفت: ناراحت نباش تاحالا دیدی که کسی شاهزاده شود و بعد شاه نشود. دوستان ما شرایط بازگشت ما را مهیا خواهند کرد تا دوباره به کشور بازگردیم و من خوشحال شدم و دوباره رفتم و پلی‌استیشن بازی کردم.
اما هر چه من پلی‌استیشن بازی کردم و همه مرحله ها را با موفقیت رد کردم، هنوز به کشور برنگشتیم تا من شاه شوم و من خیلی غصه می خورم.
تازه خیلی ها هم مرا مسخره می کنند که تو بچه ننه ای و پول توجیبی خود را هم از ننه ات می گیری، برو خجالت از سنت بکش. ولی اینها نمی دانند که من وقتی شاه بشوم علاوه بر این پولها چند کاخ و چند استان را به اسم مادرم می زنم و عوضش در می آید.
من امیدوارم که هر چه زودتر برگردیم به کشور. باور کنید چهل سال پلی‌استیشن بازی کردن خیلی خسته کننده است. این بود انشاء من.

به این مقاله چندامتیاز می دهید؟
[تعداد: 0    میانگین: 0/5]

2
دیدگاه بگذارید

avatar
2 نظر دادن ها
0 پاسخهای موضوعی
0 دنبال کنندگان
 
پرواکنش ترین نظر
پرطرفدارترین نظرسنجی
2 نظر نویسندگان
س.رعلی بهمنی نوشتن نظرات اخیر
  اشتراک در  
جدیدترین قدیمی ترین بیشتر رای دادند
اطلاع از
س.ر
مهمان
س.ر

سلام جالب بود قالب انشاء.

علی بهمنی
مهمان
علی بهمنی

مطلب خوبی بود
استفاده از بازی های زبانی مثل «فرستادن تو نیز مثل واتر خوردن است برایمان.» هم جالب بود
فقط این که اون زمان پلی استیشن نبود و نهایت یه چیز شبیه آتاری بود رو شاید دقت می کردید از لحاظ منطق هم بهتر بود.

به این مقاله چندامتیاز می دهید؟
[تعداد: 5    میانگین: 4.6/5]