عاشقانه ی کرونایی

من باشم و تو باشی و چایی و نباتی

ای روح تو عصیانگر و اعصاب تو قاطی!
زندانی چشمان تو قاضی صلواتی

بداهه شاعران راه راه به مناسبت سوم اسفند، سالروز کودتای رضاپالانی

روحت شاد

تا نام تو پهلوی شد از پالانی
از پنبه شدی تو پهلوان! روحت شاد!

گفتی که برای حفظ قانون شده ای
سردسته ی کودتاچیان! روحت شاد!

در مملکت بعد از پهلوی

با شهر موشکی شده سوراخ مملکت

گوییم _از هجوم درختان به شهرها
هر سال بعد رفتن تو_:آخ... مملکت

رفتی و حیف در چمدان تو جا نبود
جا مانده است لای در کاخ، مملکت

روایت هفته

قبل از تو تمام «خفه‌خون‌»های جهان…

الا ایرانیان! حالم خراب است
بدانید این پیام شینزوآبه ست:
که در ژاپن رود در حبس حتما
هر آن مسئول که شش سال خواب است

بداهه ی شاعران راه راه

مرثیه ای برای مشا

رفتی ولی همیشه کنارم نشسته ای
بوی تن تو می دهد این دور و بر هنوز

با اینکه سوم و شب هفتت گذشته است
خوابم نمی برد پسرم تا سحر هنوز

عنوان