نقیضه‌‌ای بر شعر فاضل نظری

ما صفدریم!

ما حائز مقام نخست تلاش و کار
از آخریم حوصله‌ی شرح قصه نیست

یا خسته‌ ایم و خواب و یا چون دیازپام
خواب آوریم حوصله‌ی شرح قصه نیست

«آن یکی خر داشت پالانش نبود»*

کتاب گاوخوان!

چونکه خر با گاو، بی پالان یکیس
پس فرستادم، نمودندش سوسیس

درد دل با دیو گرانی

آن حجم عظیم آب و صابون
اینک همه‌اش حباب زاید

این خیل حباب سکه و ارز
کرده سر راه خلق را سد

ملت به امید تیر تدبیر
ماندند معطل و مجرد

میلاد دختر پیامبر رحمت (ص)، حضرت فاطمه زهرا (س)

چالش اول شخص جمع

مرد خوبی باش و از خوبی او تقدیر کن
با خرید، آتش بس یک ساله را تدبیر کن

تو هم ای زن کم توقع باش، اگر کم پول بود
کل سرتاپای او را در غل و زنجیر کن

بداهه گروه شعر طنز راه راه ليلا حاتمي را مر دست خالي و ...

سنگ روی یخ!

وقتی فروخت ما را، شد سنگ روی یخ او
دیگر صدایی از آن دیم دام درم نیامد

میهن فروش بدشانس، برد آبروی خود را
از مشت بسته‌‌ی غرب افسوس نم نیامد