در بازار همه چیز پیدا می شود. البته این همه چیز باعث پر آب شدن جویهای بازار شده است. آن هم با آبی که از لب و لوچه رهگذران جاری می شود. بهتر است هر چه زودتر فکری به حال این آبها کرد تا بیهوده هدر نروند.
فلفل، مجموعه چهارده داستان طنز برگزيده از آثار چهار نويسنده مشهورعربزبان؛ نجيب محفوظ، احسان عبدالقدوس، زكريا تامر و احمد رجب است كه توسط محمدرضا مرعشيپور ترجمه شده و انتشارات فكرآذين آن را منتشر كرده است.
گرگ ناقلا با خود فکر کرد گرگی که اندازه ی بز نفهمد، مثل گوسفند حرف گوش کند، مثل گاو هرجا برود و کلی خرحمالی کند، از نظر شخصیتی یک طویله ی کامل حیوانات اهلی است و باید وجترین بشود.
در روزگاران قدیم یکی از فیلمسازان چون پرده از فیلم خود بگشود و فیلم خود در پرده سینماتوگراف افکند، در بلاد هنرخیز فرانس و اندلس و غیر آن غو برخاست، و هر کس سکانسی از آن بدید، از هوش برفته و ...