اما گل آقا توانست با اندکی انعطاف، گل آقا را راه بیاندازد. البته پذیرفتن «از فلانی که طنزنویس فلان مجله است هم استفاده کنید» نیز بیتأثیر نبود. یکی از این «فلانی»ها ابراهیم نبوی بود. او از اولین نویسندگان گلآقا نشد! بلکه با سفارش همان دوستانش، مدیرفنی مجله شد
من هم کتک مفصلی خوردم و گردنم به شدت آسیب دید. با نام مستعار «گردنشکسته فومنی» شعری سرودم و برای هفتهنامه توفیق فرستادم. هم چاپ شد و هم توفیق پیدایم کرد. صبحها درس میدادم و بعدازظهرها در توفیق مشغول بودم.
طنز مکتوب و مصور را اولین بار با گلآقا یاد گرفتم. اولین قالبهای شوخی از نثر قدیم تا ادبیات جدید، از شعر نو تا کهن. اوجش هم دو کلمه حرف حساب خود مرحوم صابری.
گلآقا بدون کسب رتبههای بلند سیاسی، خادم مردم ماند و طنز نوشت؛ زیرا دریافته بود که در هیچ جایگاه دیگری مانند ستون طنز دوکلمه حرف حساب روزنامهی اطّلاعات و بعدتر در مؤسّسهی فرهنگی و رسانهای گلآقا (که خودش مؤسّس آن بود)، نمیتواند برای تقویت راه حق و پیشرفت جمهوری اسلامی مؤثّر باشد.