صفحه ی او داغ بود همچون اتو!

من و جاسوس جیبیم …

در دیار پارس، اندر رباطی فرود آمدیم تا شاید شب را بیاساییم، که هم اندکی از ملالت راه از ما دور شود، هم گوشی و پاوربانک خویش شارژ نماییم. پس اندیشیدیم که تا فَست شارژر کار خویش انجام می‌دهد، اندک اسپرسویی نیز بر بدن بزنیم.




عنوان