در احوالات یک تشبیه بی غرض

مطلع این غزل شتر بود، از آن دراز شد!

تلویزیون می‌دیدم که یکهو اخبار نشان داد یکی با لگد دارد وارد یک خانه می‌شود. با خودم فکر کردم که لابد این شتری است که پشت در خانه هرکسی می‌خوابد و‌ کاریش هم نمی‌توان کرد. خداوکیلی شما بودید شتری به این گندگی را چکارش می‌توانستید بکنید؟ آن هم با آن اشتهایش که کلاً سیر نمی‌شود. هرچه بدهی می‌خورد و اضافه‌اش را ذخیره می‌کند. تازه خوب بود قبلاً یک‌ کوهان داشت.