برگی از خاطرات یک مسئول ترکیه‌ای

قرار و مدار دوستی بیژن

لنگ ظهر شده بود، بچه‌ها هنوز خواب بودند. پشت میز ساده‌ کارم نشستم. دیدم دست و دلم به‌کار نمی‌رود. نامه زدم به تمام والیان دور و نزدیک که پا بشوید بروید هر چی روستا و قبیله لابه‌لای کوه‌های آرارات از چشم ما غافل افتاده را لوله ای چیزی بکشید که گازدار شوند.

انتشار برای اولین بار

یازده حقیقت هولناک از زندگی خصوصی تروریستها که عمرا نمی‌دانستید…

یکی از انتحاری‌ها حین زدن دکمه انفجار باز هم بین I و O دچار اشتباه شده و پس از بیست بار چپ و راست کردن دکمه موفق شده بترکد. به همین مناسبت، قرار شده از این به بعد با یک لاکی ماژیکی چیزی "روشن/خاموش" جلیقه انفجار مشخص شود.

چگونه فرزند دلبند خود را «زنده» از سیستم آموزشی بیرون بکشیم؟!

اردکی در کار است…

خواهشا گدابازی در نیاورید! بگردید یک مناسبتی پیدا کنید. حالا گیرم تولد نشد، سالمرگ دندان شیری یا سالگرد اولین رکاب زدن دوچرخه بدون کمکی، یک چیزی پیدا کنید و برایش جشن مفصلی ترتیب دهید

واکنش ها به سخنرانی باشکوه کرباسچی

گور بابای کی؟

اعتراض «موگرینی» یی:
واااا آدم در این شرایط غلط بکند اعتراضی داشته باشد. تو رو اصلا یه جور دیگه دوست دارم غلام.

گزارش آن سفر پر برکت غیر استانی

«سفر کردم که از یادم بری…»

بعد از سفر سال ۸۳ آقای «میم.خ» (متخلص به باغی) به مهد تمدن، این بار سفر همزمان (دکتر) حسن روحانی به ایتالیا و فرانسه بود که موجی از شادی و «ای من بگردم...» را در میان هواداران توافقات ژنو، دارسی،1919، توتون و تنباکو، ترکمانچای و غیره آفرید. گفته شده هدف از این سفر، علاوه بر عواید اقتصادی مورد نظر اروپایی ها، در واقع نفس درکردن دولت از دست ویرانی های «آن مرد که دیگر راستی راستی رفته بود» بود!