شعر طنز

جنبش ری استارت

با دیدن او شمس، تاسف زده فرمود:
درویش تویی؟ خاک به‌ فرق سر خارج

از وضع مریدان تو پیداست که اصل است
جنسی که زده در رگشان، اشغر خارج

راهپیمایی درختان

با دو چشم خود اگر هم دیده ای
یا اگر در بین مردم بوده ای

شک بکن حتی تو بر چشمان خویش
بوده این تصویرها از سال پیش...

حاشیه چهارمین شب طنز انقلاب

تور سواحل ایذه ویژه زمستان

تندیس جشنواره ایذه تلفیقی از توهم دشمن و طنازی و هنرمندی بچه های باشگاه طنز انقلاب بود "لوگوی تانک در موج های آب" که به برگزیده های هر بخش همراه با جایزه ای که نمیدانم دقیقا چه بود اهدا شد.

رتبه اول شعر جشنواره سواحل ایذه

دل من ساحل ایذه س

شدم ویرونه و بیهوده می‌گردم به دور تو
شبیه ریزگرد و زلزله، تو کل ایرانم

تو حصری، توی چنگالای داداشای نامردت
برا سانتریفیوژ حلقِ اونا، عینِ سیمانم

مکالمه لو رفته رضا رشیدپور با معبر نهاد ریاست جمهوری

رضا رشیدپور، رررررم!

عه! خودتی رشیدپور؟ شرمنده به خدا این‌جا انقد ما رو می‌بندن به غذا و دسر، کلا همه چی یادمون رفته.
-خواهش می‌کنم. ببین من یه خواب بد دیدم. دیدم هفت تا مجری لاغر ...