ديالوگ پيشنهادي براي پلان موردنظر از سريال گاندو

گاندو بی گاندو

حسام: فداي نمكتون بشم! منظورم اينه كه خط قرمز ما كجاست؟
رييس: تو به خط قرمزها چيكار داري بچه جون؟
حسام: درسته! آخه ما داریم می‏رسیم به آدم‌های بسیار نزدیک به بقالي محل شما...
رييس: نزديك به چي؟!! حسام! سعي كن گرفتار تكرار نشي! آينده خودت رو دستخوش نابودي و هلاكت قرارنده!
حسام: خودش كه نه بابا. نوه عمه‏‌ي مادرزنِ پسر كوچيكش با اين دختري كه توي پرونده جيرجيرك هست، تو يه كلاس درس مي خونن. اتفاقاً خودش سلام رسوند گفت سرشير تازه آورده با عسل بدون موم!

نظریه… فِرت!

ما جلبک‌ها که غالبا قشر تحصیل‌کرده گیاهان دریایی را تشکیل میدهیم از منسوب شدن به مشتی بی‌سواد لمپن که معلوم است ریاضی اول دبستانشان را با وضعیت نیاز به تلاش بیشتر گذرانده‌اند، برائت می‌جوییم.

ز گهواره تا گور دانش بسوز

دانش سوز

وی چون درها را اینچنین گشاد یافت و هم چنین بیکارى فشاری کم سابقه آورد، مدام بر این کرسی نشست و نشست تا مدرکی که بر کوزه نهاده بود را کلفت‌تر کند.
به این ترتیب کلاس ٨ صبح را پیچاند، ظهر را با چرت گذراند و عصر را با بهانه ای پراند.

تذکره شیخنا احمد ناطق نوری!‏

آن زاده شده از مادر در شهر نور، آن برادرش کاندیدای ریاستِ جمهور،شیخنا و ول  نکنُنا احمد ناطق نوری! تمت دوره ی مدیریاته!‏