ناهار را همیشه با دوغ میخوردیم و مایع دستشویی با بوی موز هم داشتیم. بابایمان هرروز کلی با موبایل حرف میزد و روی کاغذ شکلهای خط شکسته و گردآلو گردآلو میکشید.
در سالن نهچندان بزرگ میدان نشستهایم. همین سالن به این کوچکی، آدمهای در چهار رنگ اصلی (زرد و سفید و سیاه و سرخ!)اش خیلی تو چشمتر از فرودگاه امام خمینیست. بنظر میآید چون اینجا بینالمللیتر است اینجوریست.